آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240732
کاربران حاضر : 110
تعریف:
معنای لغوی: بیع در لغت به معنای خرید و فروش میباشد.
معنای اصطلاحی: تملیک مال در برابر عوض معلوم را بیع میگویند.
ارکان عقد بیع
ایجاب و قبول
قرارداد بیع همانند سایر قراردادها نیاز به ایجاب و قبول دارد. منظور از ایجاب و قبول، الفاظ و عباراتی است که با گفتن آن، طرفین عقد، اراده خود را به انعقاد بیع اعلام میدارند.
طرفین عقد (متبایعان)
در عقد بیع، فروشنده را بایع مینامند، و خریدار را مشتری میگویند. شرایط طرفین عقد بیع عبارت است از:
الف) طرفین عقد باید اهلیت معامله را داشته باشند. به این معنا که بالغ و عاقل باشند، معامله را با اختیار خود انجام دهند، قصد معامله کرده باشند، و به جهت سفیه بودن و ورشکسته بودن محجوب نباشند. بنابراین، کودک، دیوانه، انسانی که اختیاری از خود ندارد (مکره)، کسی که قصد جدی در معامله ندارد، و سفیه و ورشکستهای که شرعاً و قانوناً حق تصرف در اموال خود را ندارند، نمیتوانند طرف معامله در بیع واقع شوند.
ب) طرفین عقد باید مالک آن چیزی باشند که به طرف مقابل میدهند. به بیان دیگر، بایع باید مالک مبیع، و مشتری مالک ثمن باشد.
پ) ولی، قیم، و وکیل قانونی و شرعی طرفین عقد- اگر چه یک نفر وکیل از هر دوطرف عقد باشد- میتوانند به جای طرفین عقد، بیع کنند.
ت) اگر کسی با مال دیگری بیع کند، عقد بیع فضولی خواهد بود، و صحت آن بستگی به اجازه مالک یا قائم مقام او خواهد داشت.
عوضان
در عقد بیع چیزی که مورد معامله قرار میگیرد، مبیع یا ثمن میباشد و چیزی که در مقابل، از طرف مشتری، به بایع پرداخت میگردد، ثمن نامیده میشود.
شرایط عوضان
- به اعتقاد مشهور فقها، مبیع باید عین- چه عین خارجی و چه عین کلی در ذمه- باشد. بنابراین، منفعت و عمل و حق نمیتواند مورد معامله بیع واقع شوند.
- مالیت داشته باشد. به بیان دیگر، دارای ارزش عقلایی باشد. لذا، خرید و فروش مواردی مثل بال مگس باطل است.
- قابل تسلیم به مشتری باشد. به بیان دیگر، اگر فروشنده بر تسلیم آن توانایی نداشت، ولی مشتری قدرت گرفتن آن را داشته باشد، بیع صحیح است.
- موجود باشد. این در صورتی است که مبیع، عین خارجی باشد. بنابراین، فروش خانهای که هنوز ساخته نشده است، باطل خواهد بود، اما اگر بیع کلی در ذمه باشد، میتواند هنگام عقد موجود نباشد، و زمان تسلیم، فردی از افراد آن کلی را تحویل مشتری بدهد. برای مثال، اگر شخصی 10 تُن از برنجهایی که در آینده تولید خواهد کرد را بفروشد، صحیح است.
- مورد معامله باید معین باشد. بنابراین، نمیتواند مردد بین دو یا چند چیز باشد.
- باید معلوم باشد. بنابراین، بیع چیز مجهول صحیح نمیباشد، و مقدار جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد. تعیین مقدار مبیع- به تناسب آن- به وسیله وزن، پیمانه، و شمردن صورت میگیرد.
- استفاده از مبیع باید مشروعیت داشته باشد. بنابراین، فروش مشروبات الکلی، وسایل قمار، و امثال اینها باطل است.
احکام بیع
انتقال ملکیت
الف) اگر مبیع یا ثمن عین خارجی معین باشد، از زمان عقد به ملکیت طرف دیگر در میآید، و اگر یکی از آنها لکی در زمه باشد، برای طرف مقابل، دین کلی به وجود میآید، که با معین شدن فردی از افراد آن کلی، به مالکیت عینی مبدل خواهد شد.
ب) در عقد بیع، وجود خیار فسخ برای برای طرفین یا وجود مدت (اجل) به منظور تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن، مانعی برای انتقال مالکیت نمیباشد. همچنین، در بیع خیاری- بیعی که در آن شرط خیار فسخ برای یک یا هر دو طرف معامله مقرر گردد- مالکیت از حین عقد بیع است، و نه از تاریخ انقضای خیار، و در بیعی که قبض، شرط صحت است- مثل: بیع صرف- انتقال از حین حصول شرط است، و نه از حین وقوع عقد بیع.
پ) بیع فاسد اثری در تملک ندارد، و هرگاه کسی به بیع فاسدی، مالی را قبض کند، باید آن را به صاحبش بازگرداند، و اگر تلف یا ناقص شود، ضامن عین و منافع آن خواهد بود.
تسلیم (قبض و اقباض) مبیع
الف) عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع و مشتری را به پرداخت ثمن ملزم میکند. تسلیم عبارت از تحویل مبیع به مشتری میباشد، به نحوی که، او بتواند هر نوعی که مایل است در آن تصرف کند و یا از آن انتقاع برد.
ب) کیفیت تسلیم در انواع مبیع متفاوت است، و در این مورد، حکم عرف ملاک صدق تسلیم میباشد.
پ) اگر طرفین برای تسلیم مبیع موعدی را مشخص کرده باشند، قدرت تسلیم در زمان تسلیم مبیع شرط است، و نه در زمان عقد. همچنین، در بیع فضولی قدرت تسلیم در زمان اجازه معتبر خواهد بود.
ت) اگر مبیع قبلاً در تصرف مشتری بوده باشد، نیازی به قبض جدید نیست و در ثمن نیز همین گونه است.
ث) مبیع باید در محل عقد، تسلیم مشتری شود، مگر اینکه، در ضمن عقد بیع، محل خاصی برای تسلیم معین شده باشد.
ج) در صورت تأخیر در تسلیم مبیع یا ثمن، ممتنع اجبار به تسلیم میشود.
چ) مخارج تسلیم مبیع- از قبیل: اجرت نقل آن به محل تسلیم، و ...- به عهده بایع است. همچنین، مخارج تسلیم ثمن برعهده مشتری میباشد. مگر اینکه، عرف و عادت برخلاف ترتیب فوق باشد، که در این صورت به حکم عرف عمل میشود. البته، اگر در ضمن عقد، توافق خاصی در تحمل هزینههای فوق شده باشد، نافذ خواهد بود.
ضمان تدارک
الف) اگر پس از تسلیم، معلوم شودکه کل یاجزئی از مبیع، مال غیر است، بایع ضامن استرداد ثمن به مشتری است. اگر چه، در عقد تصریح به این ضمان نشده باشد. به این ضمان، ضمان (درک یا تدارک) میگویند.
ب ) درفرض مذکور، اگر مالک واقعی اجازه دهد، بیع واقع شده، صحیح است.
پ) اگر مالک واقعی اجازه ندهد، خسارات وارده به مشتری- که در اثر به هم خوردن بیع پدید میآید- به عهده بایع است.
پرداخت ثمن
مطالبی که در مورد تسلیم مبیع بیان شد، در پرداخت ثمن توسط مشتری نیز صادق است.
تقسیمات بیع
قرارداد بیع از جهات مختلف قابل تقسیم است:
بیع مطلق و مشروط
بیعی که ضمن آن هیچگونه شرطی از سوی طرفین، برای طرف مقابل یا شخص ثالث نشود، بیع مطلق نامیده میشود.
بیع مؤجل و حالّ
بیعی که در آن برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع، زمانی (اجلی) شرط شده باشد، بیع مؤجل نامیده میشود. بیعی که پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع بدون مدت باشد، بیع حال یا نقد گفته میشود.
بیع صرف و بیع ثمار
الف) بیع صرف
خرید و فروش طلا با طلا، طلا با نقره، و نقره با نقره را بیع صرف میگویند.
ب) بیع ثمار (خرید و فروش میوهها)
فروش میوهای که روی درخت است، و گل آن ریخته و دانه آن بسته شده است – به طوریکه معمولاً از آفت گذشته باشد- بیع ثمار (میوهها) نام دارد.
انواع بیع: مساومه، مرابحه، مواضعه و تولیّت
بیع به اعتبار نحوه تعیین قیمت مبیع، به چهار قسم تقسیم میشود:
الف بیع مساومه
در این نوع بیع، بایع قیمت خرید مبیع را بیان نمیکند، و قیمت فروش کالا بر اساس توافق بین بایع و مشتری تعیین میگردد.
ب) بیع مرابحه
بیعی است که در آن بایع قیمت خرید مبیع و هزینههای مربوط به آن و مقدار سودی که برای خود درنظر میگیرد را به اطلاع مشتری میرساند. اگر بایع در بیان قیمت خرید دروغ گفته باشد، مشتری خیار فسخ دارد.
پ) بیع مواضعه
این بیع همانند بیع مرابحه است، با این تفاوت که بایع، مبیع را به کمتر از آن قیمتی که خریده است، میفروشد، به این بیع، بیع محاطه و بیع مخاسره نیز میگویند.
ت) بیع تولیه
این بیع مانند بیع مرابحه است، با این تفاوت که بایع مبیع را به همان قیمتی که خریده است، میفروشد.
انواع بیع: عین، دین، و دین به دین
مبیع و ثمن از جهت وجود خارجی- یا فیالذمه- صورتهای مختلف میتوانند داشته باشند.
الف) بیع عین
بیع عین به چند متصور است:
- بیع عین معین: عبارت میباشد از فروش مالی که در خارج موجود و متمایز و مشخص است. مانند: یک آپارتمان.
- بیع عین کلی در معین: عبارت از بیع مقدار معینی از شی متساویالاجزا است. مانند: فروش یک تن گندم از یک انبار گندم.
- بیع کلی در ذمّه: مالی که در ذمه متعهد معینی قرار میگیرد، و بر افراد عدیده اطلاق میشود، که فروشنده فردی از افراد آن را در زمان مقرر فراهم کرده، و به مشتری تحویل میدهد، مانند: صد کیلوگرم برنج در ذمه فروشنده که در حین عقد در خارج وجود نداشته باشد.
ب) بیع دین
اگر کسی دینی برعهده دیگری داشته باشد، میتواند آن را به ثمنی کمتر از مقدار دین یا مساوی یا بیشتر از آن به خود مدیون یا شخص ثالث بفروشد، که اصطلاحاً به آن بیع دین میگویند.
پ) بیع دین به دین
بیعی است که در آن مبیع و ثمن عبارت از دینی است که هر کدام از طرفین در ذمه دیگری یا شخص ثالث دارند. به این نحو که بایع دینی را که از قبل بر ذمه مشتری یا فرد ثالثی دارد، در مقابل دین دیگری، به مشتری منتقل میکند.
بیع زمانی
بیع زمانی بیعی است که درآن بایع، مبیع را به چند نفر جداگانه بفروشد. به نحوی که هر کدام از مشتریان در زمان خاصی از سال، مالک ملک و منافع آن باشد. برای مثال، ملکی به چهار نفر فروخته شود تا در فصل بهار مال نفر اول، در فصل تابستان مال نفر دوم، و... و صاحب هر فصل اختیار داشته باشد تا ملک را در فصل مخصوص خودش اجاره دهد، یا خودش استفاده کند، یا ...

