آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240755
کاربران حاضر : 85
پس از تحقق بانكدارى اسلامى، يكى از مسائل مهم براى اجراى سياست پولى، ابزارهاى مناسب و مشروع است.
به كارگيرى برخى از اين ابزارها مانند اوراق قرضه، به جهت مبتنى بودن بر «بهره» قابل استفاده نيست؛ گو اينكه عدهاى نسبت به استفاده از برخى نمونههاى اوراق قرضه، مانند: اوراق قرضه دولتى، اوراق قرضه همراه با جايزه و اوراق قرضه بدون بازده واقعى، مطالبى گفتهاند و دليلهايى نيزآوردهاند.
يكى ديگر از ابزارهاى متداول در بانكدارى ربايى، تغيير نرخ تنزيل مجدد مىباشد كه بانك مركزى با تغيير اين نرخ، بر تقاضاى بانكها براى وام تأثير مىگذارد.
در بانكدارى اسلامى، بعضى خواستهاند از طريق بيع دين، از اين ابزار استفاده كنند. اما استفاده از اين روش، مبتنى بر اصولى است كه صحت آنها مورد ترديد واقع شده است. حضرت امام خمينى(ره)نيز عليرغم اينكه چنين معاملاتى را در گذشته جايز مىدانستند، بعد از تجديد نظر، هرگونه خريد و فروش چك و سفته را به شخص ثالث روا ندانستهاند.
راهحلهايى نيز براى استفاده از اين ابزار مطرح گرديده است كه خالى از اشكال نيست و جاى بحث دارد.
يكى ديگر از ابزارهاى سياست پولى كه در بانكدارى ربايى مورد استفاده قرار مىگيرد، تغيير نرخ «ذخيره قانونى» است.
به موجب قانون، بانكها موظفند درصدى معين از حجم سپردههاى خود را، به عنوان سپرده قانونى نزد بانك مركزى نگهدارى كنند؛ اين سپردهگذارى، به منظور حمايت از سپردههاى مردم و كنترل حجم پول انجام مىگيرد.
بيشتر اقتصاددانان، مسلمان، معتقدند مىتوان از اين ابزار در بانكدارى اسلامى استفاده كرد؛ البته عدهاى هم نگهدارى اين سپردهها را توسط بانك مركزى لازم نمىدانند. آنها می گویند : دليلى براى حفظ سپردههاى قانونى وجود ندارد، زيرا سپردهها، از طريق عقود اسلامى مىتوانند به سرمايه تبديل شوند و افزايش سرمايه، نه تنها عامل منفى نمىباشد، بلكه سازنده و مفيد است.
بنابراين در مورد اينكه آيا بانك مركزى در مقابل نگهدارى اين سپردهها، بايد مبلغى را به عنوان سود به بانكهاى تجارى و يا صاحبان اصلى سپردهها بپردازد يا نه، با توجه به دولتى يا خصوصى بودن بانكها، ديدارى يا سرمايهگذارى بودن سپردههاى ذخيره قانونى و ماهيت سپردهها، شكلهاى گوناگونى از مسئله طرح مىشود كه پاسخ به آنها، نيازمند تحقيق و بررسى مفصل است.
اهداف بانكدارى اسلامى
در ترسيم هر نظامى، قبل از هر چيز پيشبينى اهداف ضرورى است تا با توجه به آن اهداف و در نظر گرفتن اصول و مبانى آن نظام، برنامهريزى لازم جهت رسيدن به هدفها انجام گيرد.
از آنجا كه ما «بانك»را در مجموعه نظام اقتصادى اسلام مطالعه مىكنيم، اهدافى را هم كه در نظر مىگيريم، بايد در راستاى اهداف كلى اين نظام باشد.
در بانكدارى سنتى اهدافى براى عمليات بانكى ذكر شده است.
مهمترين اين اهداف عبارتند از:
مديريت نظام پولى كشور (كنترل حجم پول و عرضه مناسب آن)، رونق مبادلات، تجهيز سپردههاى مردم و تخصيص بهينه آنها در جهات ضرورى و مناسب.
اهداف نظام بانكى در قانون «بانكدارى بدون ربا» نيز چنين است:
1 ـ استقرار نظام پولى و اعتبارى بر مبناى حق و عدل، بمنظور تنظيم گردش صحيح پول و اعتبار در جهت سلامت و رشد اقتصاد كشور؛
2 ـ فعاليت در جهت تحقق اهداف و سياستها و برنامههاى اقتصادى دولت جمهورى اسلامى؛
3 ـ ايجاد تسهيلات لازم جهت گسترش تعاون عمومى و قرضالحسنه، از طريق جذب و جلب وجوه آزاد و اندوختهها و پساندازها و سپردهها، و بسيج و تجهيز آنها در جهت تأمين امكانات كار و سرمايهگذارى؛
4 ـ حفظ ارزش پول و ايجاد تعادل در موازنه پرداختها و تسهيل مبادلات بازرگانى؛
5 ـ تسهيل در امور پرداختها و دريافتها و مبادلات و معاملات و ساير خدماتى كه بموجب قانون بهعهده بانك گذشته مىشود.
همچنين موارد متعدد ديگرى نيز در اين قانون تحت عنوان وظايف نظام بانكى آمده است. البته توجه به اين نكته نيز ضرورى است كه اگرچه در ظاهر بين اهداف نظام بانكى در نظام اقتصادى اسلام با ساير نظامها، از جمله بانكدارى متداول، همخوانى وجود دارد، اما ريشه و مبدأ اين اهداف و راههاى رسيدن به آنها در دو نظام متفاوت است.
اگرچه رشد بالاى اقتصادى و رسيدن به رفاه عمومى، هدف هر دو نظام مىباشد، لكن در اسلام اين هدف با محدوديتهايى مواجه است؛ از جمله اينكه توليد و ارائه كالاها و خدمات غيرضرورى يا منافى با مسائل اخلاقى و همچنين اسراف در منابع خدادادى، ناپسند شمرده شده است.
مبانى و اصول بانكدارى اسلامى
اصول و مبانى بانكدارى اسلامى، بايد از دو جهت مورد تحقيق و بررسى قرار گيرد:
يكى از اين جهت كه نظام ترسيم شده بايد بهگونهاى باشد كه همانند بانكهاى ديگر، وظايف اقتصادى پيشبينى شده را به خوبى انجام دهد
و ديگر از اين جهت كه در چارچوب نظام اسلام است و لازم است جهتگيرىها و راهبردهاى آن با مبانى اسلام تنافى نداشته باشد.
«شهيد صدر» در طرح پيشنهادى خود براى بانك اسلامى سه شرط در نظر مىگيرد:
1 ـ هماهنگى كامل با شريعت اسلام؛
2 ـ توفيق در همه شرايط اجتماعى و در همه جوامع انسانى؛
3 ـ ايفاى نقش اقتصادى خود، به عنوان يك مؤسسه تجارى سودآور.
برخى از اصول ديگرى كه در نظام بانكى مطرح شده است عبارتند از:
1 ـ اصل نقدينگى بانك بايد چنان فعاليت نمايد كه هر لحظه بتواند اقلام مختلف دارايى را به وجه نقد تبديل نموده و پاسخگوى سپردهگذاران و طلبكاران بانك باشد. براى رسيدن به اين موقعيت، راههاى گوناگونى پيشنهاد شده است كه در رعايت اين اصل دخالتى اساسى دارند.
2 ـ اصل منفعت فعاليت بانك بايد به گونهاى باشد كه ضمن پوشش دادن هزينههاى خود، منفعتى نيز نصيب سهامداران و سپرده گذاران بانك نمايد.
3 ـ اصل امنيت بانك جهت بالابردن درآمد و سود خود، نبايد به انجام عملياتهاى پولىاى كه اصل سرمايه و سود سپردهگذاران را بخطر مىاندازد دست بزند.
4 ـ قابليت انجام سياستهاى پولى يكى از وظايف مهم بانك، انجام سياستهاى پولى متناسب با شرايط اقتصادى كشور است. بانكها بايد ضمن رعايت اصول فوق، به گونهاى عمل نمايند كه اهداف مشخص شده در سياست پولى را محقق نمايند. بطور طبيعى، گاه در رعايت اين اصول، اصطكاكهايى ايجاد مىشود كه لازم است با توجه به مصالح جامعه، اصل مهمتر رعايت شود.
سعید فراهانی فرد از مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

