آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240757
کاربران حاضر : 85
بانك مركزى در نظام بانكى كشور ما چه جايگاهى دارد؟
اين سؤال با دو فرض دولتى بودن بانكها و خصوصى بودن آنها قابل طرح است.
برخى معتقدند بانكها بايد به دولت (قوه مجريه) وابسته نباشند، تا دولت بتواند سياستهايى را كه براى اقتصاد كشور لازم مىداند، اعمال نمايد. بنابراين، در نظام اقتصادى اسلام، مىتوان بانك مركزى را در عرض قوه مجريه و از نهادهاى مرتبط با نهاد رهبرى دانست.
نظر ديگر دولتى بودن بانك مركزى است؛ يعنى اينكه اين بانك، نظير وزارت اقتصاد و دارايى، تحت نظارت مستقيم دولت قرار دارد.
البته نقاط قوت و ضعف و دلايل هر يك از دو نظريه بايد مشخص شود؛ يعنى اينكه با فرض خصوصى يا دولتى بودن بانك مركزى، نحوه ارتباط بانكها با آن چگونه است و مشروعيت تصميمات اين نهاد پيرامون مسائل مالى بانكها به چه صورت است؟
وظايف بانك مركزى
مهمترين وظايف بانك مركزى در نظام بانكى عبارتند از:
1 ـ انتشار اسكناس؛
2 ـ تأمين مالى بانكها و حمايت از آنها در مواقع بحران؛
3 ـ تأمين مالى دولت هنگام كسر بودجه؛
4 ـ اعمال سياستهاى پولى.
در ارتباط با وظيفه اوّل بانك مركزى، مباحثى در مورد ارزش پول و كاهش آن هنگام انتشار زياد،
مسئوليت بانك مركزى در اين باره و نشر انواع پول و اثر آن بر اقتصاد وجود دارد كه بحث و بررسىزيادى را مىطلبد.
درباره وظيفه دوم و سوم نيز مباحثى وجود دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
الف: آيا وجوهى كه بانك مركزى در اختيار بانكها و دولت قرار مىدهد، قرض است يا بر اساسقراردادهاى مشاركت و گرفتن سهمى از سود انجام مىشود؟
در فرض اوّل، بانك مركزى مىتواند از بانكها بهره بگيرد؛ البته در صورت دولتى بودن بانكها ياخصوصى بودن آنها در اين باره نظريات مختلفى مطرح شده است.
بانكها تقاضاى كوتاه مدت براى وجوه نقد خود را، كه به صورت فصلى و براىپاسخگويى به صاحبان سپردههاست... به صورت وام بدون بهره از بانك مركزى دريافت مىكنند... بانك مركزى به منظور قراردادن وجوه بلندمدت در اختيار نظام بانكى، از طريق خريد سهام اقدام مىنمايد.
البته با توجه به دولتى بودن بانكها، گفته شده است كه گرفتن بهره توسط بانك مركزى از دولت و بانكهاى تجارى، بدون اشكال است، زيرا بمنزله انتقال پول از حساب يك شخص به حساب ديگر اوست.
البته اين در صورتى است كه وجوهى كه در اختيار دولت و... گذاشته مىشود، متعلق به مردم نباشد؛ گرچه برخى در اين صورت نيز از طريق نفى ربا بين پدر و فرزند و تشبيه دولت به پدر، و يا نفى ربا بين شخصيتهاى حقوقى، خواستهاند مشكل ربايى بودن را حل كنند.
بانك مركزى و سياست پولى
يكى از وظايف مهم بانك مركزى، اجراى سياستهاى پولى متناسب با شرايط اقتصادى كشور است.
اغلب كسانى كه درباره بانكدارى اسلامى به تحقيق پرداختهاند، معتقدند حذف ربا موجب اختلال درسياستگذارىهاى اقتصادى نخواهد شد. همچنين علاوه بر اينكه مىتوان از بعضى ابزارهاى متداول درنظام بانكى ربايى سود جست، ابزارهاى ديگرى نيز وجود دارد كه به نظام بانكدارى بدون ربا اختصاص دارند.
البته كسانى هم هستند كه اصل سياست پولى يا كارآيى آن را در نظام جديد مورد خدشه قرار دادهاند؛ مسئلهاى كه معمولاً در ارتباط با اين سياستها دغدغه آفرين است، اين است كه آيا بانك مركزىمىتواند با اعمال سياست انبساطى، موجب كاهش ارزش پول افراد شود و موجبات ضرر آنها را فراهم آورد يا خير؟
اخيرا از سوى برخى از فقهاى حاضر، پاسخهايى در مورد اين پرسش ارائه گرديده است.مسلم است كه هرگاه مصالح كلان، اقتضاى چنين سياستى را بنمايد، اجراى آن بدون اشكال و بلكه در مواردى لازم است.
اما باز جاى اين سؤال باقى است كه عليرغم وجود مصالح و لزوم اجراى اين سياستها، آيا ضمانتى نسبت به كاهش ارزش پول ايجاد شده ـ البته كاهشى كه فقط ناشى از اين سياستها باشد، نه پيامد عوامل طبيعى و... ـ از جانب بانك مركزى وجود دارد؟
سعید فراهانی فرد از مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

