آمار مخاطبین

بازدید امروز : 460
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900578
کاربران حاضر : 91

تماس با ما

نشانی رادیو اقتصاد :
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)

اگر بخواهیم در نهایت مرز فارقی بین یک جامعه دینی با غیردینی تصور و ترسیم کنیم آن مرز «اخلاق» است.  چرا که آموزه های اخلاقی با پشتوانه فرامین خداوندی و وحی جای چون و چرای چندانی برای مومنان به ادیان الهی برای عمل بدان ها باقی نمی گذارد .در حالی که راه چون و چرا به برخی آموزه های اخلاقی در جوامع غیر دینی باز است...ضمن آنکه دینداران بر پایه آزادی و آگاهی و اراده ایمانی و معاداندیشی رفتار اخلاقی در پیش می گیرند، اما همانند غیر دینداران بر رعایت موازین اخلاقی ناشی از قرارداد اجتماعی مبتنی بر خرد جمعی و همگانی هم توافق دارند.

دین اصلی ترین پشتوانه «اخلاق» برای جوامع بشری است و حکومت دینی می تواند در یک جامعه اخلاقی تجلی و تبلور یابد. عدالت، صداقت، امانت، وفای به عهد، ایثار و ازخودگذشتگی، انفاق و کمک به همنوع،... در یک کلام «آنچه را بر خود نمی پسندی بر دیگران نیز مپسند»

 فضیلت های برآمده از آموزه های اخلاقی دین اسلامند و از این رو پیامبر گرامی هدف غایی بعثتش را اتمام مکارم اخلاقی در جامعه بشری اعلام کرده است.

حال سوال مهم این است که رفتار و منش اخلاقی ما مسلمانان به طور عموم، و ما ایرانیان به طور خاص و ذیل نظام جمهوری اسلامی ایران چه نسبتی با این آموزه های دینی و اخلاقی دارد؟ و اگر رفتار و منش موجود ما فاصله قابل توجهی با آنچه بایدباشد دارد، دلیل و علتش چیست؟ و... قطعاً رفتار و منش فردی و جمعی ما در منظومه ای از عوامل متنوع تاریخی، جغرافیایی، ژنتیکی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... شکل می گیرد. اما آنچه در این مقال مورد نظر و توجه است رابطه بین «اقتصاد و اخلاق» در شکل دهی شیوه رفتاری ما است. بدون آنکه بخواهم وارد مباحث پیچیده و متنوع در این زمینه شوم و بحث زیربنا یا روبنا بودن اقتصاد و فرهنگ و اخلاق را بازنمایم.

 اجمالاً می توان می گفت که نحوه کسب و کار و درآمد و معیشت و جایگاه و پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد جامعه در منش و شیوه رفتاری آنها تاثیر بسزا دارد و در وجهی حتی نوع جهت گیری ایمانی و اخلاقی آنها را رقم می زند.

اینکه در احادیث آمده؛ «هر آن گاه فقر می تواند به کفر بینجامد» یا «از هر دری فقر وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود» یا «کسی که معاش ندارد معاد ندارد»... به روشنی رابطه «اقتصاد و اخلاق» را در سنت و آموزه های دین اسلام نشان می دهد و جای هیچ شک و شبهه و تردیدی را در این باره باقی نمی گذارد.

با این مقدمه حال باید پرسید که عملکرد «اقتصاد ایران» در پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و معیشتی جامعه ما، و به ویژه در کاهش و از بین بردن فقر و محرومیت و بیکاری و... به گونه ای که موید و مقوم رفتارهای اخلاقی در جامعه باشد، چقدر موفق بوده است؟

برای آسیب شناسی اخلاقی امروز جامعه ما کافی است فقط صفحه حوادث مطبوعات را مطالعه کنید. اگر کمی عمیق و دقیق تر بخواهیم کافی است که تعداد پرونده های بزهکاری عمدی در دادگستری نسبت به جمعیت، آمار طلاق و نرخ افزایش آن در طول زمان، تعداد زندانیان و ورودی و خروجی زندان ها در سال، آمار سرقت و قتل و تجاوز به عنف و... را مرور کنیم و اگر عمیق تر به موضوع بپردازیم باید نوع نگرش و برداشت عامه مردم نسبت به وجوه مثبت و منفی ارزش های اخلاقی در جامعه را ملاک قرار داد که بر پایه پژوهش ملی انجام شده تحت عنوان «ارزش ها و نگرش های ایرانیان»، اوضاع بسیار ناگوار و تلخ و غم انگیز است، و قطعاً آنانی که مسوولیت اداره جامعه را به عهده دارند باید پیش و بیش از دیگران بر این امر متفطن و آگاه باشند که برخوردهای قهری در برابر این آسیب ها تا زمانی که عوامل اقتصادی دخیلند راهگشای حل مشکل نخواهد بود.

 جای تاسف بسیار دارد که اداره اقتصاد ایران به رغم بهره مندی از درآمد نفت (حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در سال های پس از انقلاب) نتوانسته است آنچنان فضای زندگی ای برای ایرانیان فراهم آورد که دیگر فرد یا خانواده ای در پی انجام عملی غیراخلاقی برای گذران زندگی اش نباشد و قطعاً پس از گذشت 31 سال از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر نمی توان همانند سال های اول انقلاب استدلال کرد که ما نیاز به زمان برای عمل به آموزه های دینی و اخلاقی داریم.

با هر نگاه و منظری بخواهیم به رابطه «اقتصاد و اخلاق» در دنیای امروز نگاه کنیم این آموزه اجتناب ناپذیر می نماید که جامعه بدون داشتن اقتصادی قوی و پاسخگو به نیازهای معیشتی در پایبندی به «اخلاق» لنگ خواهد زد و نوعی همبستگی مثبت بین رفاه اقتصادی و رعایت ارزش های اخلاقی وجود دارد.

اگر روزگاری سعدی گفته؛ «اندرون از طعام خالی دار - تا در آن نور معرفت بینی» قطعاً آن روزگاری دگر و اقدام نیز اختیاری بوده است، اما در این روزگاران به تعبیر عامه مردم شکم خالی دین و ایمان ندارد و فرد گرسنه دست به هر کاری خواهد زد. باید «اقتصاد» را سامان داد تا «اخلاق» سامان یابد و هر راهی جز این به بیراهه رفتن است.