آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240845
کاربران حاضر : 95
على(ع): كُلُّ مازادَ عَنِ الْاِقْتِصادِ اِسْرافٌ
هرچه از اقتصاد و ميانهروى بيشتر باشد، اسراف است. «مستدرك/2/645».
على(ع): مافَوقَ الْكِفافِ اِسْرافٌ
آنچه بيش از حد كفاف باشد، اسراف است. «غررالحكم/307».
پيامبر اكرم(ص): مَنْ اَعْطى فى غَيْرِ حَقٍّ اَسْرَفَ وَ مَنْ مَنَعَ عَنْ حقٍ فَقَدْ قَتَرَ در تفسير آيه شريفه «وَ الّذينَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يُقْتُرُوا»
پيامبر(ص) فرمودند: بخشش بىجا و در غير حق، اسراف است و كسى كه به حق و بجا خرج نكند، تقتير كرده است. «مجمع البيان/7/179».
امام صادق(ع): لَيْسَ فيما اَصْلَحَ الْبَدَنَ اِسْرافٌ اِنَّما الاِسْرافُ فيما اَتْلَفَ الْمالَ وَ اَضرَّ بِالْبَدنِ.
آنچه (از خوردن و آشاميدن) با بدن سازگار و به مصلحت بدن است اسراف نيست، ولى اسراف در چيزى است كه اتلاف مال باشد و يا مضر به بدن باشد. «مكارمالاخلاق / 63 و كافى 4/54».
اسحاقبن عمار مىگويد از امام كاظم(ع) سؤال كردم: فردى داراى ده دست لباس است، آيا اين اسراف است؟
حضرت فرمودند: نه، بلكه اين موجب مىشود لباسهايش دوام بيشترى پيدا كنند. اسراف اين است كه لباس حفظ آبرو را در
غير موارد آن بپوشى. «مكارم الاخلاق /112».
پيامبراكرم: اِنَّ مِنَ السَّرَفِ اَنْ تَأْكُلَ كُلَّ مَا اشْتَهَيْتَاز جمله اسراف اين است كه هرچه اشتها دارى بخورى. «نهجالفصاحة/185».
پيامبراكرم(ص) در مورد ازدواج حضرت فاطمه(س)، امّسلمه را مىخواند و مىفرمايد: يا اُمّ سَلَمه! اِبْتاعى لِابْنَتى فِراشا
من... مصر وَ احْشيهِ ليفا وَ اتَّخِذى لها مِدْرَعَةً وَ عَبايَةً قُطْوانيةً و لا تَتَّخِذى لَها اَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَيَكونا من الْمُسْرِفينَ
اى ام سلمه براى دخترم فرشى از گليم مصر خريدارى كن و آن را با ليف خرما پر مىكنى و براى او جامه پشمين و گليم و يلاس قطوانيه تهيه مىكنى و بيشتر از آن برايش چيزى فراهم نمىكنى كه در آن صورت ما از مسرفان خواهيم بود. «بحارالانوار،104/104/88/53».
ابن مروان مىگويد: بر امام صادق(ع) وارد شديم، حضرت رطب خواستند. بعضى (از اطرافيان) هستههاى خرما را پرتاب كردند. حضرت قدرى دست نگه داشتند و فرمودند: چنين نكنيد، اين تبذير است و خداوند فساد را دوست ندارد. «تفسير عياشى 2/289 و 288».
سليمانبن صالح مىگويد از امام صادق(ع) از كمترين حد اسراف سؤال كردم. حضرت فرمودند: [همينكه] لباس حفظ آبرويت را
بپوشى [در غير جايگاه خود] باقىمانده ظرف غذايت را دور بريزى و يا خرما خورده و هستهاش را اين طرف و آن طرف بيندازى. «كافى 4/56».
ابان بن تغلب از امام صادق(ع) نقل مىكند كه حضرت در ذيل آيه شريفه «اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»، فرمودند: آيا نمىبينى خداوند فردى را بر مالى امين كرده است و او را مالك آن مال قرار داده است و او اسبى به قيمت بيست هزار درهم خريدارى مىكند؛ در حالى كه اسبى به قيمت بيست درهم براى او كافى است، همچنين كنيزى به قيمت هزار دينار خريدارى مىكند؛ در حالى كه به قيمت بيست دينار
براى او كافى مىباشد و فرمود: «و اسراف نكنيد همانا خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.» «تفسير الميزان 8/93».
پيامبراكرم(ص): لِلسَّرَفِ ثَلاثُ علاماتٍ: يَأكُلُ ما لَيْسَ لَهُ و يَلْبَسُ ما لَيْسَ لَهُ و يَشْتَرى ما لَيْسَ لَهُ. مثل همين روايت در: «وسائل الشيعه 12/41» و از امام صادق(ع) در خصال 1/121 نيز آمده است.
عبدالملك بن عمرو احول مىگويد: امام صادق(ع) آيه شريفه [بندگان خدا كسانى هستند كه...] و آنانكه وقتى انفاق كنند اسراف نكرده، خست به خرج نمىدهند و بين اين دو بر اساس «قوام» عمل مىكنند، را تلاوت فرمود، سپس يك مشت ريگ به دست گرفت و دستش را بست. سپس فرمود: اين «خست» است كه خداوند متعال در قرآن ذكر كرده است. سپس مشت ديگرى برگرفت و همه را ريخت، بعد فرمود: اين اسراف است و در نهايت مشت ديگرى گرفت مقدارى را ريخت و ما بقى را نگه داشت و فرمود اين «قوام» است. «كافى 4/55».
ابو طيفور مطبب مىگويد: ابوالحسن امام هادى(ع) از من سؤال كرد چه مركبى سوار مىشوى؟ گفتم الاغ. فرمود: به چه
ميزان آن را خريدى؟ گفتم: سيزده دينار، فرمود: اين اسراف است كه الاغى را به سيزده دينار خريدارى كنى و اسب تركى «برزون» را رها كنى. «سفينة البحار 1/616».
على(ع)...: و اِنَّمَا الْمالُ مالُ اللّهِ، اَلا وَ اِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ فى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَ اِسْرافٌ... ... همانا مال، مال خداست، آگاه باشيد كه بخشش مال و صرف آن در غير جايگاه خود تبذير و اسراف است... «نهجالبلاغة/ خطبه 126».
مصاديق اسراف
امام صادق(ع): اَدْنَى اْلاِسرافُ هَراقةُ فَضلِ الْاِناءِ وَ اِبتْذالُ ثَوْبُ الصَّوْنِ و اِلْقاءُ النَّوى كمترين حدّ اسراف دور ريختن آب
اضافى، پوشيدن لباس «صون» (حفظ حيثيت) و انداختن هسته خرماست. «مكارمالاخلاق/ 117».
امام صادق(ع): اِنَّ القَصْدَ اَمْرٌ يُحِبُّهُ اللّهُ عَزَّوجَلّ و اِنَّ السَّرَفَ اَمْرٌ يُبغِضُهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ حَتّى طَرْحُكَ النَّواةَ، فَاِنَّها تَصْلَحُ لِشَىءٍ وَ حَتّى صَبُّكَ فَضْلَ شَرابِكَ. خداوند عزوجل ميانهروى را دوست دارد و اسراف مبغوض اوست، حتى انداختن هسته خرما؛ همانا [اين هسته خرما ]صلاحيت
براى چيزى را دارد (ممكن است به كار آيد) و حتى دورريختن اضافه آب آشاميدنى اسراف است. «وسايل الشيعه15/257 و كافى4/52».
رسول اكرم(ص): يا عَلىٌ اَرْبَعَةٌ يُذهِبنَ ضِياعا: اَلْاَكْلُ عَلى الشَّبع و السِّراج فِى الْقَمَرِ و الزَّرْعٌ فِى السَّبْخَةِ وَالصَّنيعَةِ عِندَ غَيْرِ اَهلِها. پيامبراكرم(ص) در وصيّتشان به اميرالمؤمنين على(ع) فرمودند: اى على! چهارچيز مصداق تلف و ضايع كردن مال و ثروت است: خوردن غذا در حال سيرى، روشن نمودن چراغ در شبهاى مهتابى، كشاورزى در زمين شورهزار و قراردادن كار كيفى در نزد غير متخصص. «من لا يحضره الفقيه،4/270 و 824».
اسحاق بن عمار مىگويد: به امام صادق(ع) گفتم: مؤمنى ده پيراهن دارد، فرمود: آرى [اشكالى ندارد ]گفتم بيست دست؛ حضرت فرمود: بلى اين اسراف نيست؛ همانا اسراف اين است كه لباس صون خود را لباس بذل قرار دهى. (مرحوم مجلسى ذيل روايت مىنويسد: لباس صون آن ا ست كه آبرو و حيثيت فرد را حفظ كند و لباس بذل آنست كه در زمانهاى كار و سختى به كار گرفته مىشود). «بحارالانوار 75/315».
امام صادق (ع): رُبَّ فَقيرٍ هُوَ اَسْرَفُ مِنَ الغَنِىّ، اِنَّ الْغَنِىَّ يُنْفِقُ مِمّا اُوتِىَ وَ الْفَقيرُ يُنفِقُ مِن غيرِ ما اُوتِىَ. چه بسا فقيرى كه اسرافكارتر از توانگر است؛ غنى از آنچه به او داده شده خرج مىكند، ولى فقير از غير آنچه به او داده شده خرج مىنمايد.«وسائلالشيعه 15/263»
ابو بصير در رابطه با آيه شريفه «وَ لا تُبَذِّرُ تَبْذيرا» از امام صادق(ع) سؤال نمود. حضرت فرمودند: تبذير هزينه كردن ثروت و بخشش آن است در حالى كه شخص زمينگير شود و هيچ گونه مال و ثروتى برايش باقى نمانده باشد. ابوبصير دوباره سؤال كرد: پس تبذير در كارهاى حلال هم اتفاق مىافتد؟ امام صادق(ع) فرمودند: بلى.
پيامدهاى اسراف
على(ع): ذَرِ السَّرَفْ، فَاِنَّ الْمُسْرِفَ لا يُحْمَدُ جُودُهُ و لا يُرْحَمُ فَقْرُهُ. رها كن اسراف را، همانا اسراف كننده بخشش او ستوده نمىشود و بر فقر او رحم نمىگردد. «مستدرك الوسائل/15/266».
على(ع): سَبَبَ الْفَقْرِ اَلْاِسْرافُ. سبب و علت فقر، اسراف است. «مستدرك الوسائل 15/266».
على(ع): ويحَ الْمُسْرِفَ؛ ما اَبْعَدَهُ عَنْ صَلاحِ نَفْسِهِ واسْتِدْراكَ اَمْرِهِ. واى به حال اسراف كننده؛ چه قدر از مصالح خويشتن و بازيافت كار خود به دور است. «مستدرك / 15/266».
امام صادق(ع): اِنَّ مَعَ الْاِسْرافِ قِلَّةُ البَرَكَة. همانا اسراف با كمى بركت همراه است. «وسائلالشيعه 15/261 كافى4/55».
امام كاظم(ع): مَنْ اقْتَصَدَ وَ قَنَعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَ مَن بَذَّرَ وَ اَسْرَفَ زالَتْ عَنهُ النِّعْمَةُ. كسى كه ميانهروى كند و قانع باشد، نعمت براو پايدار و با دوام خواهد بود؛ ولىكسى كه تبذير و اسراف كند نعمت از او دور مىشود.«تحفالعقول/297».
على(ع): مَن لَمْ يُحْسِن الْاِقتِصاد، اَهلَكَهُ الْاِسرْافُ. كسى كه به خوبى ميانهروى نكرد، اسراف او را هلاك مىكند.
«مستدركالوسائل 13/54».
على(ع): القَصْدُ مَثْراةٌ وَ السَّرَفُ مَثْواةٌ. ميانهروى سبب زياد شدن مال و اسراف سبب از بين رفتن آن است. «جامعاحاديث الشيعه 17/110».
على(ع): اَلْقَليلُ مَعَ التَّدْبيرِ اَبْقى مِنَ الْكَثيرِ مَعَ التَّبذيرِ. [مال و درآمد] كم ولى همراه با تدبير، با دوامتر از زياد همراه با تبذير است. «غررالحكم، ح 1948».
على(ع): .... و اِنْ اَفْرَطَ فى الشِّبَعِ كَظَّتْهُ الْبَطْنَةُ. و اگر زيادهروى در خوردن كند، دل درد ناشى از پرخورى عارضش مىگردد. «كافى/ 8/21».
امام حسين(ع): يا عَبيدُ اِنَّ اَلسَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ و اِنَّ الْقَصْدَ يُوِرثُ الْغِنى. اى بندگان خدا به درستى كه اسراف موجب فقر مىشود و حال آنكه قصد و ميانهروى غنى و بىنيازى را به دنبال دارد. «جامع احاديث الشيعه /17/110».
رسول الله(ص): مَنِ اقْتَصَد فى مَعيشَتِهِ رَزَقَهُ اللّهُ و مَنْ بَذَّرَ حَرَّمَهُ اللّهُ كسى كه در زندگى روزمرّهاش ميانهروى كند خداوند او را روزى دهد، ولى كسى كه تبذير كند خداوند او را محروم مىكند. «جامع احاديث الشيعه 17/111».
على(ع): اَلْاِقْتِصادُ يُنْمِى الْقَليلَ والْاِسْراف يُفْنِى الْجَزيلَ. ميانهروى كم را زياد مىكند و اسراف فراوانى نعمت را به نيستى و نابودى مىكشد. «ميزان الحكمه / 8/137».
على(ع): لَيسَ فى سَرَفٍ شَرَفٌ. شرافت و بلندى به دنبال اسراف كارى نخواهد بود. «شرح غررالحكم و درر الكلم 5/86».
على(ع): اَلتَّبْذيرُ عِنْوانُ الْفاقَة. اسراف و تبذير موجب فقر و احتياج است. «شرح بر غرر الحكم و درر الكلم 1/224».
امام حسين(ع): اَربَعةٌ لا يُستجابُ لَهم، اَحَدُهُم كانَ لَهُ مالٌ فَاَفْسَدَهُ يَقولُ: يا ربِّ ارْزُقْنى فَيَقولُ: اَلَم امُرَكَ بِالاِقتِصاد؟ چهار دعا است كه مستجاب نمىشود، يكى صاحب مالى كه آن را از بين برده است و از خدا طلب روزى مىكند. در جواب به او گفته مىشود كه آيا تو را امر به ميانهروى نكرديم. «وسائل الشيعه 15/261».
على(ع): مَنِ افْتَخَرَ بِالتَّبْذيرِ اِفتَقَرَ بِالْاِفْلاسِ. كسى كه به اسراف و تبذير ببالد و فخر بفروشد، محتاج ورشكستى است. «شرح بر غررالحكم و درر الكلم 5/433».
على(ع): مِنْ اَشْرَفِ الشَّرف اَلْكَفَّ عَنِ التَّبْذيرِ و السَّرفِ. از بلندى مرتبه، پرهيز از تبذير و اسراف است. «مستدركالوسائل15/266».
استثنائات اسراف
على(ع): اَلاِسرافُ مَذمومٌ فى كُلِّ شَىْءٍ اِلاّ فى اَفْعالِ البِرِّ. اسراف در همه چيز مذموم است، مگر در افعال نيك. «جامعاحاديث الشيعه 17/116».
على(ع): فى كُلِّ شَىْءٍ يُذَمُّ الْاِسْرافُ اِلاّ فى صَنايِعِ المَعروفِ وَ المُبالَغِةِ فِى الطّاعَةِ. در هر چيزى زيادهروى و اسراف مذمّت مىشود مگر در كارهاى خير و مبالغه در اجراى فرامين خداوند. «جامع احاديث الشيعه 17/116».
رسول الله(ص): ما مِنْ نَفَقةٍ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ وَ يُبْغِضُ الْاِسْرافَ اِلاّ فى حَجٍّ اَو عُمْرةٍ. هيچ خرجى نزد خداوند محبوبتر از خرج بر اساس ميانهروى نيست و اسراف را جز در حج يا عمره مبغوض مىدارد.
«مَن لا يحضره لفقيه2/279».
امام صادق(ع): ما اَنْفَقْتَ فِى الطّيبِ فَلَيْسَ بِسَرَفٍ. آنچه در بوى خوش هزينه كنى اسراف نيست.
«كافى 6/512، الحيوة 6/138».
ميانهروى و اعتدال
على(ع): مَن صَحُبَ الْاِقتِصادَ، دامَتْ صُحبَةُ الغِنى لَهُ. كسى كه با ميانهروى همراه باشد، هميشه غنا و بىنيازى با او خواهد بود. «مستدرك الوسائل».
امام صادق(ع): ضَمِنْتُ لِمَنْ اِقتَصَد اَنْ لا يَفتَقِرَ ضمانت مىكنم كسى را كه ميانهروى كند از اينكه فقير شود.
«بحارالانوار 71/346».
پيامبراكرم(ص): مَنِ اقْتَصَدَ اَغْناهُ اللّهُ. كسى كه ميانهروى را پيشه خود كند خداوند او را بىنياز گرداند. «تنبيهالخواطر /136».
على(ع): و طَريقَتُنَا الْقَصْدُ. راه و روش ما قصد و ميانهروى است. «الخصال 2/627».
على(ع): فى وصف النبى(ص):... سيرَتُهُ القَصدُ وَ سُنَّةُ الرُّشْدُ. سيره پيامبر اكرم(ص) ميانه روى و سنت او راهنمايى است. «نهج البلاغه خطبه 94».
على(ع): مَنِ اقْتَصَدَ خَضَتْ عَلَيهِ الْمَؤوُنُ. كسى كه ميانهروى را پيشه خود كند، مخارج زندگى در مقابل او خضوع كند. «مستدرك الوسائل 13/54».
على(ع): اَلْاِقْتِصادُ يُنْمِى الْيَسيرَ. ميانهروى كم را زياد مىكند. «شرح غررالحكم 1/139».
على(ع): الْاِقتصاد نِصفُ الْمَؤونَةِ. ميانهروى نيمى از هزينه زندگى است. «ميزانالحكمة 8/137».
على(ع): لا هلاكَ مَعَ اقتصادٍ. با ميانهروى هلاكت و نابودى رخت بر مىبندد. «شرح بر غررالحكم و دررالكلم 6/362».
على(ع): لَيْسَ فى اِقْتصادٍ تَلَفٌ. ميانهروى باعث تلف نمىگردد. «شرح بر غررالحكم و دررالكلم5/86».
امام حسن عسكرى(ع): لِلاِقتصادِ مِقدارٌ فَاِنْ زادَ عَلَيْه فَهُوَ بُخْلٌ.ميانهروى حدى دارد، تجاوز از آن حد بُخل است.

