آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900368
کاربران حاضر : 102
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
بسياري از جوانان، خريد كالاي خارجي را نشانه تثبيت موقعيت اجتماعي خود ميدانند و مصرف كالاهاي خارجي را بر توليدات داخلي ترجيح ميدهند. درباره علت اين رفتار، دلايل فراواني عنوان ميشود كه ميتوان به تبليغات جهانى، سودجويي برخي از توليدكنندگان داخلي و كيفيت پايين كالاهاي داخلي اشاره كرد.
مُد و مُدگرايى
اگر به چهره افرادي كه در خيابانها ميبينيم، دقت كنيم، بارها افرادي را با ابروهاي تيغزده، موهاي سيخسيخى، شلوارهاي تنگي كه تا ديروز آنقدر گشاد بود كه به زور به كمر بسته ميشد، بلوزهاي تنگ با ماركها و شكلهاي عجيب، شالهايي كه فقط وسط سر را ميپوشانند، ميبينيم. سخني كه آنها ميگويند اين است كه "مُد است ".
شايد بتوان ريشه تاريخي مُدگرايي را به زمان قاجار رساند. از اوايل سلطنت فتحعلي شاه قاجار كه پاي مستشاران خارجي به ايران باز شد، پديدههاي نوظهور غربي نيز به تدريج به ايرانيان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگي كه ابتدا از سوي خاندان سلطنتي تقليد شده بود، به مرور در طبقات زيرين اجتماع نيز نفوذ پيدا كرد.
ناصرالدين شاه، نخستين شاه ايران بود كه به طور رسمي به فرنگ سفر كرده و توانسته بود مظاهر نوپاي تمدن غربي را از نزديك ببيند. او با هديههايي كه از سفر اروپا براي حرمسراي خود آورد، تغييري در پوشش بانوان طبقات بالاي جامعه داد. سلطنت پنجاهساله اين شاه مستبد، سرآغاز آشنايي ايرانيان با تمدن غربي بود. فرستادن افرادي به فرنگ براي تحصيل از سوي عباس ميرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصيل به ايران، آشنايي ايرانيان و بهويژه دربار با ماشينآلات صنعتي و غربى، آمدن سينما توگراف، تأسيس مدرسه جديد دارالفنون و روزنامهها، همه و همه مؤلفههاي اين آشنايي بودند.
اين جريان تا زمان سلطنت ديكتاتوري رضاشاه ادامه يافت. رضاشاه كه با كمك انگليس توانسته بود نظام حاكم را در دست گيرد، در تنها سفر خود به تركيه، تحتتأثير مظاهر و فرهنگ غربي قرار گرفت و به اين نتيجه رسيد كه تنها راه پيشرفت ايران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامي ظواهر فرنگي است. رضاشاه با فرمان كشف حجاب و متحدالشكل شدن لباس، نخستين گام را در راه مبارزه با سنت ايراني و اسلامي برداشت. روند تحول به تدريج در ظاهريترين شئون فرهنگى و اجتماعى، يعني نوع پوشش مردان و زنان اثر همهجانبهاي گذاشت كه يكي از پيآمدهاي آن، شيوع مد و مدگرايي در ايران است.
مدها، الگوهايي فرهنگي هستند كه از سوي بخشي از جامعه پذيرفته ميشوند و دوره زماني نسبتاً كوتاه دارند و سپس فراموش ميگردند. بنابراين، مدگرايي آن است كه فرد، سبك لباس پوشيدن و شيوه زندگي و رفتار خود را براساس آخرين الگوها تنظيم كند و به محض آنكه الگوي جديدي در جامعه رواج يافت، از آن پيروي كند.
امروزه، پيروي از مد نه تنها در نوع پوشش جوانان، بلكه در بخشهاي مختلف زندگي افراد تأثير دارد. از سبك لباس و آرايشهاي ظاهري گرفته، تا وسايل منزل و حتي گرايشها و علاقههاي خاصي كه در قشري از جامعه ناگهان بيش از ديگر علايق مورد پسند قرار ميگيرد، مانند روي آوردن به ورزش يوگا و ايروبيك تقاضا براي جراحيهاي پلاستيك و سفر به دبى.
مد به خودي خود بد نيست، ولي آنجا كه شكل افراطي به خود ميگيرد، خطرناك است. مدگرايى افراطى، نشاندهنده تزلزل و بحران هويت افراد جامعه است. در اين وضعيت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد ميكوشند خود را به يك نوع مدل و گرايش خاصي نسبت دهند. مدگرايى افراطى، سبب از بين رفتن اراده مدگرايان ميگردد؛ آنگاه كه آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختياري ندارند و مطيع مد ميشوند.
جواني كه شيفته مد و فرهنگ كشور ديگر ميشود، حاضر نيست در مقابل آن كشور بايستد و از خاك خود دفاع كند. حتي گاهي اوقات ديده ميشود كه جوانان، لباسهايي به تن ميكنند كه پرچم كشور بيگانه يا نام آن كشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرايي مظاهري در جامعه داشته است.
مظاهر مُد و مدگرايي
خريد اجناس ماركدار و مصرف كالاهاي ساخت خارج، از آن نمونهاند كه اينك به آنها ميپردازيم.
1) خريد اجناس ماركدار
يكي از مظاهر مصرفگرايي در ميان جوانان، استفاده از پوشاك ماركدار است. منظور از لباسهاي ماركدار، لباسهايي هستند كه به نحوي مانند نحوه دوخت از جهت گشادي و تنگى، تركيب رنگ، كوتاهي و بلندي و نوشتههاي روي آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شكل و مارك اجناس است كه قيمت آنها را مشخص ميكند و گرانپوشي و خريد لباسهاي ماركدار، به امري عادي تبديل شده است.
اگر سري به مراكز اصلي خريد تهران بزنيم، با قيمتهاي باورنكردني روبهرو ميشويم كه به قول فروشنده، تنها پول مارك اين اجناس را ميپردازيم.
حتي در برخي مراكز، مانتوهاي ترك و ايتاليايي عرضه ميشوند. اما جاي اين سؤال باقي است كه چگونه بازار ايران كه يكي از بزرگترين توليدكنندگان مانتو و چادر در ميان كشورهاي اسلامي است، از مانتوهاي ايتاليايي اشباع شده است.
شايد يكي از دلايل عمدهاي كه توليدكنندگان و طراحان خارجي توانستهاند در سطح جهاني براي خود جايي باز كنند، آشنايي آنها با مباني روانشناختي تأثيرگذاري و بهكارگيري روشها و اصول فني مناسب در كار است.
2) مصرف كالاهاي ساخت خارج
در حال حاضر، بيشتر بيلبوردهاي سطح شهر تهران در تسخير شركتهاي خارجي است و حتي از ورودي شهر و محل پرداخت عوارض ميتوان اين فضا را مشاهده كرد. فضاي تبليغاتي تهران و ديگر كلانشهرها، اعم از تابلوهاي اعلانات خيابانى، بدنه اتوبوسها و ايستگاههاي مترو را تبليغ كالاهاي خارجي پُر كرده است. اگر هم تبليغي از كالاهاي داخلي صورت ميگيرد، مربوط به كالاهايي است كه تركيبي از كالاهاي خارجي است مانند چاى، كه تنها بستهبندي آن داخلي است. بسياري از جوانان، خريد كالاي خارجي را نشانه تثبيت موقعيت اجتماعي خود ميدانند و مصرف كالاهاي خارجي را بر توليدات داخلي ترجيح ميدهند. درباره علت اين رفتار، دلايل فراواني عنوان ميشود كه ميتوان به تبليغات جهانى، سودجويي برخي از توليدكنندگان داخلي و كيفيت پايين كالاهاي داخلي اشاره كرد.
اين گرايش به حدي شديد است كه حتي كودكان نيز بستهبنديهاي پرزرق و برق اسباببازيها و آدامسهاي خارجي را ميپسندند؛ معضلي كه بهويژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسكهاي ملي نتوانستهاند جايگزين عروسك غربي "باربي " شوند.
در اين ميان، برخي از توليدكنندگان داخلي نيز كالاهاي خود را با انواع ماركهاي خارجي به فروش ميرسانند. اين روند، آثار نامطلوبي بر جاي خواهد گذاشت و ممكن است اين باور در ذهن همگان شكل گيرد كه غرب از هر جهت بهتر است و بنابراين، رواج خوراك، پوشاك و آداب و رسوم و نوع تربيت فرزندان به شيوه غربي پسنديده است.
عوامل و زمينههاي مدگرايي در جوانان
عوامل و زمينههاي مدگرايي در ميان جوانان عبارتند از:
1) نوگرايى
يكي از ويژگيهاي دوره جوانى، نوگرايي و تمايل به تجدد است. جوان به دنبال چيزهايي است كه نو هستند و چيزهاي تازه را انتخاب ميكند. به دليل اين روحيه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقهمند هستند و به سمت اجناسي كشيده ميشوند كه به روش تازهاي معرفي و عرضه ميگردند.
تمايل به امروزي شدن و نوگرايي در هر جواني وجود دارد و نشاندهنده نياز او به شكستن قالبهاي موجود و فاصله گرفتن از هنجارهاي گذشته است تا از اين راه هويت مستقلي به دست آورد.
جوانان بنا به ميل ذاتي خود، تنوعطلب و خواهان تغيير و تحول هستند. بنابراين، آنها علاقه دارند خود را به شكل افراد و گروههاي محبوب اجتماعي يا سوپراستارهايي درآورند كه تبليغات زيادي روي آنها صورت ميگيرد.
2) چشم و همچشمى
رقابت و چشم و همچشمى، از ديگر زمينههاي رواج مدگرايي در ميان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحيح صورت گيرد، سبب پيشرفت و تكامل انسان ميشود، اما اگر به سمت امور مادي و مدپرستي هدايت شود و فرد بكوشد با نوع پوشش و آرايش خود از ديگران عقب نماند، سرانجام خوبي نخواهد داشت.
گاهي اوقات افراد طبقه پايين سعي ميكنند هرچه بيشتر شبيه افراد طبقات بالا شوند. از ديگر سو، افراد طبقات بالا كه ميبينند بين آنان و افراد ديگر طبقات تفاوتي نيست، ميكوشند با خريد كالاها و لباسهاي گرانقيمت، مانع شبيه شدن افرادطبقات پايين شوند.
يكي از صاحبنظران ميگويد كه مُد، يكي از ويژگيهاي همرنگي با جماعت است كه سعي ميكند افراد را با يكديگر همرنگ كند. او معتقد است كه مد، برعكس تشريفات، سبب ميشود افراد شبيه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقيقت نوعي رقابت بين افراد است.
طبقات متوسط و پايين با مشاهده ولخرجيهاي ثروتمندان، خود را در دام مصرف غيرمنطقي گرفتار ميكنند و مصرف را نوعي منزلت اجتماعي ميپندارند. همچشمي سبب ميشود كه فرد مانند افراد فاميل، همسايه يا دوست يك لباس بخرد كه نياز واقعي به آن ندارد يا مراسم ازدواج و مهماني دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار كند.
ممكن است چنين فردي به تغيير دكورخانه، خريد لوازم لوكس و غيرضرور دست بزند كه اصلاً به آنها نياز ندارد. اين امر به زندگي اقساطي ميانجامد و در حقيقت، درآمدي را كه بايد به مصرف بازسازي اقتصادي ميرسيد، به جيب آرايشگران و فروشندگان ميريزد.
3. پيآمدهاي روند مصرفگرايي در كشور
امروزه عوامل متعددي مانند رسانههاي جمعي و تبليغات فراگير و تودهاي سبب شده است نيازهاي كاذب در جامعه نمودار شود و افزايش يابد. در چنين شرايطى، استفاده از مدهاي لباس، اجناس لوكس و حتي افكار و عقايد مختلف به نحو فزايندهاي بروز ميكنند.
يكي از صاحبنظران ميگويد كه امروزه فرهنگ تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غير خلّاق و منفعل است.[54] بايد توجه كرد كه ادامه اين روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى، اقتصادي و بحران هويت از جمله اين پيآمدهاي شوم است.
الف) وابستگي اقتصادى
پس از انقلاب صنعتي و نياز روزافزون صنايع غرب به مواد اوليه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق ديگر انسانها، تسلط بر سرزمينهاي ديگر را در برنامه خويش قرار دادند و با استفاده از طرحهاي كارشناسي دقيق، كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدين ترتيب، سيل مواد اوليه از شرق به غرب سرازير شد و در نتيجه، غرب به پيشرفتي بينظير دست يافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.
در اين جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهاي جهان سوم بسنده نكردند، بلكه با تحميل سياست تكمحصولى، اقتصاد اين كشور را به نابودي كشاندند و هر يك از سرزمينهاي غرب را به صورت انبار ارزان يكي از محصولات مورد نياز خود درآوردند. به اين ترتيب، برزيل، انبار قهوه؛ آرژانتين، انبار گوشت و پشم؛ كشورهاي نفتخيز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجينه قلع شد. اينها از نظام سلطه غرب، اختاپوسي هزارپا پديد آورد كه با حرص و طمع به بلعيدن منابع جهان مشغول است.
از ديگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پوياي جوامع را به فرهنگي نامتحرك و مصرفي تبديل كردهاند. آنان ميكوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاي محلي كنند و اينگونه القا ميكنند كه كالاهاي خارجي به علت مرغوبيت و بادوام بودن، براي ديگر جوامع مقرون به صرفهتر است.
ب) وابستگي فرهنگى
دوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر كشوري در پاسداري از فرهنگ خود كوشا نباشد، بدون ترديد افزون بر پذيرش سلطه فرهنگي بيگانگان، ناچار است سلطههاي سياسي و اقتصادي و نظامي آنان را نيز بپذيرد؛ زيرا فرهنگ، مايه شكوفايي ذهنهاي خلاق و مستعد است و در سايه فرهنگ زنده و پوياست كه افراد جامعه به رشد و استقلال سياسي اقتصادي ميرسند.
سرمايهداران غرب پس از سالها به اين نتيجه رسيدهاند كه مهمترين مانع توسعهطلبي آنها در ديگر كشورها، قدرت فرهنگي اين ملتهاست و تا زماني كه باورهاي مذهبي جامعهاي پايدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراين، تلاش كردند سلطه فرهنگي خود را پي بگيرند.
اگر سلطه فرهنگي گريبانگير جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچي و ناتواني در روح آنان ايجاد ميشود و آنها به اين باور دروغين ميرسند كه قدرت هيچ كار مهمي را ندارند يا تنها با استفاده از كالاها و مدهاي غربي ميتوانند به تشخّص و موفقيت برسند.
آنان كه از ناحيه فرهنگ اسلامي احساس خطر ميكنند، با پوچانگاري و نفي فرهنگهاي بومى، به گسترش فرهنگ مصرفي خود ميپردازند. آنان كالاهايي را صادر ميكنند كه افسونگري خاصي دارند.
اين كالاها بر اثر تواناييهاي فنآورى، با جذابيت بالايي كه دارند، جوانان را مسخ ميكنند و به ذهن آنان چنين القا ميكنند كه چون صادركنندگان اين كالاها از قدرت علمي و فني بالايي برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعي و معنوي زندگي و رفتارهاي خانوادگي و غيره نيز بهترند.
بيشتر تهاجمهاي فرهنگي در جوامع ديني صورت ميگيرد؛ چرا كه عامل اصلي و محوري در جلوگيري از سودجويي و سوداگري و سلطهجويي دشمنان، دين و فرهنگ ديني است. دين اسلام كه حامي شخصيت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نميدهد خود را در برابر ديگران ذليل كند.
دشمنان از حقارت برخي از افراد سوءاستفاده ميكنند و روح استقلالخواهي را با انبوه تبليغات از يك جامعه ميگيرند. آنان با بهرهگيري از اين افراد، بازار مصرفگران و كارگران ارزان را از بين جوانان براي خود فراهم ميآورند و با كمال تأسف، جوانان، اولين و بيشترين فريبخوردگان اين مسئله هستند.
ج) بحران هويت
گراهام اي فولر، معاون پيشين شوراي اطلاعاتي امنيت ملي در سازمان سيا ميگويد: "اسلام و نهضتهاي اسلامي در زمان ما، منبع كليدي كسب هويت را براي اقوامي فراهم ميآورند كه قصد دارند همبستگي اجتماعي خود را در مقابله با تهاجم فرهنگي غرب تقويت كنند. "[ براساس اين برداشت، چندي پيش مؤسسه امور امنيت ملي يهوديان در واشنگتن در كنفرانسي به صراحت اعلام كرد: "بايد هويت ديني مسلمانان را از آنان بگيريم ".
فقر شخصيتى، مهمترين آسيب اجتماعي امروز ايران است كه مظاهر آن در جامعه ديده ميشود. الگوهاي رسمي تبليغشده در سالهاي گذشته، با نيازهاي جوانان و ويژگيهاي جامعه مطلوب تضاد اساسي دارد.
جوان امروز ايراني در سرگشتگي و حيراني براي خود هويتي نمييابد، بهويژه آنكه هيچ بينش و محتوايي در زندگي خود ندارد. در چنين شرايطى، با اينكه يك جوان مدرن از انواع مدها و وسايل لوكس بهرهمند است، اما هيچ فضيلت و رشدي پيدا نكرده است. دوست من! سرزمين ايران، سرزمين زيباييهاست و مردم آن، از فرهنگي عميق و ريشهدار برخوردارند كه از دين اسلام و تاريخ كهن پيشينيان سرچشمه ميگيرد. چنين مردمي نبايد به هر شكل و ظاهر فريبندهاي دل ببندند و كوركورانه از ديگران پيروي كنند.




