آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3972
مجموع بازدیدها : 904318
کاربران حاضر : 81
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
مباني اصلاح الگوي مصرف را ميتوان در دو مبنا خلاصه كرد:
1. مباني عقلي:
رفاه و توسعة اقتصادي پايدار جامعه، راهي جز اصلاح الگوي مصرف ندارد؛ زيرا اگر الگوي مصرف، اصلاح نشود، مصرف بيرويه، موجب تباهي منابع سرمايهگذاري و مانع مشاركت همگان در هزينههاي عمومي و بهبود توزيع درآمد ميشود و بدون منابع سرمايهگذاري و مشاركت همگاني، توسعة پايدار امكانپذير نيست. از اين رو، در روايتي از امام صادق(ع) ميانهروي ـ كه از لوازم اصلاح الگوي مصرف است ـ از سپاهيان عقل، و مصرف بيرويه و اسراف از سپاهيان جهل شمرده شده است.
همچنين در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «العقل انك تقتصد فلا تسرف: خردمندي اين است كه ميانهروي كني و اسراف نكني.»بنابر اين اگر هيچ دليل شرعياي براي اثبات ضرورت اصلاح الگوي مصرف نداشته باشيم، مقتضاي عقل و تدبير براي رسيدن به توسعه و رفاه پايدار، وجوب اصلاح الگوي مصرف و اجتناب از مصرف بيرويه است.
2. مــباني دينــي:
از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوي مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــاي محكـــم اعتقـــادي و اخلاقي دارد:
1. اعتقاد به مالكيت خداوند متعال: باور داشتن به اين اعتقاد كه مالكيت انسان، اساساً اعتباري و در طول مالكيت حقيقي آفريدگار هستي است. اين باور بدين معناست كه انسان اجازه ندارد اموال در اختيارش را هرگونه كه ميخواهد، مصرف كند، چنان كه در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفريدگان خويش امانت نهاده است و فرمانشان داده كه از آن، با ميانهروي بخورند و با ميانهروي بنوشند و با ميانهروي بپوشند و با ميانة روي ازدواج كنند و با ميانهروي، وسيلة سواري بخرند و سوار شوند و بيش از آن را به مؤمنان نيازمند ببخشند. هركه از اين حد [اعتدال و ميانهروي] فراتر رود، آنچه از آن مال ميخورد، حرام است و آنچه مينوشد، حرام و آنچه ميپوشد، حرام و آنچه به وسيلة آن مال، ازدواج ميكند، حرام و آنچه سوار ميشود، حرام است.» اين سخن بدين معناست كه اسراف و مصرف بيرويه مال، با اعتقاد به مالكيت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوي مصرف از لوازم توحيد عملي است.
2. اعتقاد به برادري ديني :از چشمانداز قرآن، همه اهل ايمان برادر يكديگرند. پيوند برادري اهل ايمان از نگاه روايات اسلامي،آنقدر قوي است كه آحاد جامعه همانند اعضاي پيكر يك انساناند: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد،ان اشتكي شيئاً منه و جد الم ذلك في سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند يك پيكرند كه اگر عضوي از آن به درد آيد، ساير اعضايش نيز آن درد را در خود احساس ميكنند. روح آن دو مؤمن، از يك روح است. پيوند روح مؤمن به روح خداوند، بيشتر از پيوند پرتو خورشيد به خورشيد است.»اين باور ايجاب مينمايد كه در جامعه اسلامي، توسعه و رفاه به صورت متعادل در ميان يكايك مردم تقسيم گردد.
3. تلازم تكامل معنوي و كنترل لذتهاي مادي :در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوي، و الحمية عن لذات الدنيا: دواي نفس، باز ايستادن از هوس و منع نمودن از لذتهاي دنياست.» در مقابل، لذت گرايي و زيادهروي در مصرف قرار دارد كه موجب انحطاط معنوي و مانع كمالات نفساني است. براين اساس، كنترل خواستههاي مادي، به منظور تكامل معنوي، لازم و ضروري است.
ب ـ الگوي تخصيص درآمد
1. نيازهاي شخصي: آيات و روايات فراواني تأكيد دارند كه انسان بايد از لذتهاي حلال مادي استفاده كند و در شماري از روايات، با اين تعبير كه «خداوند متعال دوست دارد بهرهگيري از نعمتي را كه به بندهاش داده،ببيند»، مردم را به استفاده از اين لذتها، به اندازه نياز، تشويق مينمايند و نيز كساني را كه خود را از لذتهاي مشروع زندگي محروم كردهاند، به شدت نكوهش مينمايند. البته تخصيص درآمد به نيازهاي شخصي بايدها و نبايدهايي دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
2. گشاده دستي براي خانواده: دومين مورد تخصيص درآمد ـ كه در روايات اسلامي به آن توصيه شده ـ گشادهدستي در تأمين نيازهاي خانواده است. اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه در روايتي از امام زينالعابدين(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علي عياله: خشنودترين شما نزد خداوند كسي است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه قرار بدهد. در روايتي ديگر نيز امام رضا(ع) ميفرمايد: «صاحب النعمه يجب عليه التوسعة علي عياله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانوادهاش گشادهدستي كند.»
3. پسانداز: آيندهنگري ايجاب ميكند كه انسان، همه درآمد خود را يكجا مصرف نكند، بلكه آينده خود را نيز در نظر بگيرد و براي تأمين آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشي از درآمدش را پسانداز كند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمي هرگاه وسايل زندگياش به قدر نياز فراهم باشد، روانش آسايش مييابد.»همچنين در موردي ديگر،آن حضرت در پاسخ گروهي از صوفيان ـ كه زهد اسلامي را تحريف كرده بودند ـ به پسانداز سلمان، براي زندگي ساليانه خود، به عنوان يك زاهد نمونهاي كه الگوي مصرف اسلامي را رعايت ميكرد، اشاره ميفرمايد. بديهي است كه آيندهنگري و پسانداز در سطح كلان براي تأمين نيازهاي جامعه، از اهميت دوچنداني برخوردار است و با آيندهنگري فردي قابل مقايسه نيست. نمونه قرآني آن نيز،آيندهنگري حضرت يوسف(ع) در ذخيره گندم براي تأمين نيازهاي آينده مردم است.
4. سرمايهگذاري در توليد و تجارت: نكته بسيار مهم و قابل توجه اين است كه توصيه روايات در تخصيص بخشي از درآمد به پسانداز، اين نيست كه پول به صورت نقدي پسانداز شود، بلكه با تأكيد به اصلاح و ساماندهي مال و بهرهوري از آن، مردم به سرمايهگذاري در زمينههاي مختلف توليدي و تجاري تشويق شدهاند تا آنجا كه ساماندهي ثروت بخشي از ايمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الايمان: نگاهداري نيكو از مال نشانه ايمان است.»
5. مشاركت اجتماعي: يكي از موارد تخصيص درآمد ـ كه قرآن و احاديث اسلامي بر آن تأكيد دارند ـ هزينه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام اين افراد از نظر اسلام، آنقدر اهميت دارد كه در قرآن، در رديف ايمان آورندگان به غيب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون: [پرهيزگاران ايناناند:] كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا ميكنند و از آنچه روزيشان كردهايم، انفاق ميكنند.» (بقره/3) .در روايات اسلامي، مكرر تأكيد شده كه اين بخش از هزينهها، در واقع، موجب باقي ماندن مال و ذخيرهسازي آن براي جهان پس از مرگ انسان است.در روايتي آمده كه گوسفندي را در خانه پيامبر(ص) ذبح كردند و گوشت آن را به ديگران دادند. پيامبر(ص) از عايشه پرسيد: «چيزي از آن مانده است؟» وي پاسخ داد: «چيزي جز كتف (سردست) آن باقي نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همه آن باقي مانده است!»اين روايت به اين نكته اشاره دارد كه آنچه براي خداوند، به ديگران داده شده، براي جهان پس از مرگ باقي ميماند و آنچه در راه مصارف شخصي هزينه شده، فاني ميگردد. خداوند متعال وعده داده است كه پاداش آنچه را انسان براي خداوند هزينه كرده، به مراتب، بيش از آنچه هزينه كرده، در زندگي ابدي به او بازميگرداند: «مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله وسع عليم: مَثَل [صدقاتِ] كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق ميكنند، همانند دانهاي است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشهاي، صد دانه باشد. و خداوند براي هر كس كه بخواهد، [آن را] چند برابر ميكند و خداوند گشايشگرِ داناست.» (بقره/261) .اما از آنجا كه خداوند متعال بينياز مطلق است، هزينه كردن در راه خدا در واقع، به معناي هزينه كردن در جهت منافع ديگران و مشاركت در خدمات اجتماعي براي جلب رضاي حقتعالي است؛ بنابراين شخص مسلمان، در صورت امكان، بايد درآمد خود را به سه بخش تقسيم كند: بخشي را صرف نيازهاي شخصي و رفاه خانواده خود كند، بخشي را به پسانداز اختصاص دهد؛ آن هم پساندازها در جهت سرمايهگذاري توليدي و تجاري، و بخشي را صرف كمك به نيازمندان و خدمات اجتماعي نمايد. البته همه اين موارد، ضوابط وبايدها و نبايدهايي دارند كه به آنها اشاره خواهد شد.
ج ـ بايدهاي الگوي مصرف، از امكانات شخصي:
اصليترين اقداماتي كه انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوي مصرف ـ البته از درآمدها و امكانات شخصي ـ لازم و ضروري است، عبارتند از:
1. برنامهريزي: نخستين رهنمود اسلام براي اصلاح الگوي مصرف، برنامهريزي براي هزينه كردن و ايجاد تعادل ميان دخل و خرج زندگي است. قرآن در اين باره ميفرمايد: «لينفق ذو سعه من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق مما ءاتله الله: بر توانگر است كه از دارايي خود هزينه كند،و هر كه روزياش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،خرج كند.» (طلاق/7)اين سخن بدين معناست كه هر كس بايد فراخور درآمد خود، براي هزينههاي زندگي خويش برنامهريزي كند؛ زيرا درآمد همه مردم يكسان نيست. از اين رو، هركس براي رسيدن به توازن و تعادل ميان دخل و خرج زندگي، بايد برنامه خاص خود را داشته باشد. رعايت اين توازن، حتي در شرايط مختلف اقتصادي زندگي يك فرد، نيز ضروري است.
اين اقدام يكي از مصاديق بارز تدبير در امور معيشتي است كه بيش از ثروت، در رفاه و آسايش انسان مؤثر است و در كنار دينشناسي و مقاومت در سختيها، به دست آوردن آن براي اهل ايمان ضروري است و عدمبرخورداري از اين ويژگي، گاه موجب ميگردد كه برخي از بينوايان از ثروتمندان اسرافكارتر شمرده شوند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقير أسرف من غني:بسا فقيري كه از توانگر اسرافكارتر باشد.» گفتم: چگونه چنين چيزي ممكن است؟ فرمود: «إن الغني ينفق مما اوتي، والفقير ينفق من غير ما اوتي: توانگر از آنچه به وي عطا شده، خرج ميكند؛ ولي فقير بدون آنكه به وي انفاق شود، خرج ميكند.»
2. ميانهروي: دومين رهنمود براي اصلاح الگوي مصرف، ميانهروي (اعتدال) در مصرف است. ممكن است درآمدِ شخصي به گونهاي باشد كه هر قدر كه مايل است، بتواند هزينه كند؛ اما اسلام اجازه نميدهد بيش از نياز مصرف نمايد، البته بايد توجه داشت كه نياز مراتبي دارد. دانشمندان نيازهاي انسان را به سه مرتبه تقسيم كردهاند: ضرورت، كفايت و رفاه.
مراتب نياز
1. ضرورت (نياز به امكانات ضروري): مرتبه نخستِ نياز، نياز انسان به امكانات اوليه ضروري است؛ يعني چيزهايي كه ادامه زندگي بدون آنها امكانپذير نيست يا با مشكل جدي روبهروست.
2. كفايت (نياز به امكانات مُكفي): مرتبه دوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه براي اداره يك زندگي متوسط، اعم از نيازهاي اقتصادي، علمي و فرهنگي، كافي است.
3. رفاه (نياز به رفاه نسبي): مرتبه سوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه افزون بر برخورداري از يك زندگي متوسط، رفاه و آسايش او را نيز در حد معقول و منطقي تأمين نمايد. گفتني است كه هرچند در روايات اسلامي تأمين نيازهاي زندگي در حدّ كفاف و برخورداري از يك زندگي متوسط مورد تأكيد قرار دارد، اما برخورداري از رفاه نسبي نيز با ميانهروي در مصرف منافاتي ندارد، لذا در روايتي از اسحاقبن عمار نقل شده كه: به امام صادق(ع) گفتم:«آيا مؤمن ميتوانده ده پيراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آري». گفتم: بيست پيراهن چه؟ فرمود: «آري [اشكالي ندارد]» گفتم: «سي تا چه؟» فرمود: «آري. اين اسراف نيست؛ اسراف آن است كه لباس بيرونيات (ميهمانيات) را لباس كار و دمدستي قرار دهي.»
3. رعايت اولويتها
يكي از نكات بسيار مهم در اصلاح الگوي مصرف، درنظر گرفتن اولويتهاست. بيتوجهي به اين امر، هدر دادن سرمايه و گونهاي اسرافكاري است كه مشكلات گوناگوني را در پي خواهد داشت. در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «من اشتغل بغير المهم ضيع الأهم: هر كس به چيزي كه مهم نيست بپردازد، آنچه را كه اهميت بيشتري دارد، از دست ميدهد.» بنابراين در تأمين نيازهايي كه از درآمدهاي شخصي صورت ميگيرد، توجه به دو نكته ضروري است:
1. درنظر گرفتن اولويت در شخص مصرف كننده؛ چنانكه در روايتي از پيامبر(ص) آمده است: «اذا كان احدكم فقيراً فليبدا بنفسه، فان كان فضلا فعلي عياله، فان كان فضلاً فعلي قرابته أو علي ذي رحمه، فان كان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر يك از شما كه فقير است، نخست به خود بپردازد. اگر مالي افزون آمد، به خانوادهاش بدهد، اگر بيشينهاي ماند، به خويشاوندان يا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند، اين سو و آن سو هزينه كند.» همانطور كه در اين روايت آمده، انسان به طور طبيعي، بايد در درجه اول نيازهاي خود را تأمين كند، سپس نزديكان و پس از آن، ديگران. اما گاه ضرورت ايجاب ميكند كه نياز ديگران را مقدم دارد كه اين، از نظر اخلاقي، در اسلام پسنديده است و ايثار ناميده ميشود.
2. درنظر گفتن اولويت در نياز مصرفكننده. بايد تأمين نيازهاي ضروريتر بر نيازهايي كه تأمين آنها ضرورت كمتري دارد، مقدم شود.
معيار اصلي در تشخيص ميانهروي در مصرف و بلكه مهمترين اصل در اصلاح الگوي مصرف، به جا مصرف كردن، و نابهجا مصرف كردن است. اين معيار در روايتي از پيامبر(ص) بدين گونه بيان شده است: «من أعطي في غير حق فقد أسرف، و من منع عن حق فقد قتر: هر كه به ناحق (بيجا) بخشش كند، اسراف كرده است و هر كه به حق (به جا) خرج نكند، سختگيري و خست ورزيده است.» بر پايه اين معيار عقلي و شرعي، همه بايدها و نبايدهاي اصلاح الگوي مصرف را ميتوان مشخص كرد و ترديدي نيست كه تأمين همه مراتب نياز انسانها از درآمد مشروع خود، از مصاديق روشن مصرف به جا محسوب ميشود.
4. همدردي در تنگناهاي اقتصادي
يكي از دستورالعملهاي مهم اخلاقي در اسلام، مواسات و همدردي با توده مردم در تنگناهاي اقتصادي است. شخصي به نام مُعَتّب، روايت كرده كه در زمان امام صادق(ع) ـ در شرايطي كه بهاي مواد غذايي، رو به افزايش بود ـ امام از من پرسيد: «چقدر گندم داريم؟» گفتم: مقداري كه ماهها براي ما كافي است. فرمود: «همه را به بازار ببر و بفروش.» گفتم: در مدينه گندم نيست! فرمود: «ببر و آنها را بفروش.» پس از فروش آنها امام فرمود: «اكنون مانند همه مردم برو و گندم مورد نياز ما را از بازار تهيه كن!» و افزود: «اي معتب! غذاي خانواده مرا، نيمي جو و نيمي گندم قرار ده؛ خدا ميداند كه من توانايي اين را دارم كه خوراك آنان را تماماً گندم قرار دهم؛ ولي من دوست دارم كه خداوند مرا اين گونه ببيند كه زندگي را خوب تدبير ميكنم.»
اين سخن بدين معناست كه همدردي با مردم در تنگناهاي اقتصادي، بالاترين مراتب «تدبير زندگي» و زيباترين «الگوي مصرف» در اسلام است كه بايد مورد توجه ثروتمندان، بهويژه رهبران ديني و سياسي باشد.
5. رعايت بيشترين بازدهي اجتماعي
يكي از نكات مهم در الگوي مصرف در مشاركتهاي اجتماعي، اين است كه بايد به گونهاي عمل شود كه داراي بيشترين بازدهي اجتماعي باشد. از اين رو، هزينه كردن در مواردي كه زيانش براي انسان، بيش از سودش براي ديگران است، نكوهيده شمرده شده است. چنان كه در روايتي از امام كاظم(ع) آمده است: «لاتبذل لاخوانك من نفسك ما ضره عليك اكثر من منفعته لهم: براي برادران[ايماني]خود، چندان از خودت مايه مگذار كه زيان آن براي تو بيشتر از سودش براي آنهاست.» يعني وقتي كسي بدهكاري زيادي دارد، شما نبايد همه ثروتتان را براي پرداخت بدهي چنين شخصي بدهيد؛ چون در اين صورت، بدون آنكه بدهي او پرداخته شده باشد، همه ثروت خود را از دست دادهايد.
6. سادهزيستي
اصلاح الگوي مصرف، بدون قناعت و سادهزيستي و دوري از تجملگرايي امكانپذير نيست، از اين رو، در روايات اهل بيت(ع) كاستن از هزينههاي زندگي و سادهزيستي، مكرر توصيه شده است. بر پايه روايتي از امام صادق(ع)، ويژگيهاي شخصي با ايمان اين گونه است: «المؤمن حسن المعونه، جيد التدبير لمعيشته: مؤمن ياريگري شايسته است، كم خرج است و گذران زندگياش را خوب تدبير ميكند.» بر اين اساس، برنامهريزي در جهت ارتقاي فرهنگ سادهزيستي، يكي از مصاديق بهترين برنامهريزيها براي تدبير زندگي و اصلاح الگوي مصرف است. در اين باره امام صادق(ع) سفارش فرمود: "انظر الي من هو دونك في المقدرة ولا تنظر الي من هو فوقك في المقدرة، فان ذلك اقنع لك بما قسم لك"، به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خويش منگر؛ زيرا اين كار تو را به آنچه قسمت تو شده، قانعتر ميسازد.» رعايت اين رهنمود، نقش مهمي در پيشگيري از چشم و همچشمي و افراط در تجملگرايي دارد.
7. درنظر گرفتن جامعه
يكي از نكاتي كه درباره موضوع سادهزيستي و اجتناب از تفريط در مصرف، توجه به آن ضروري است، درنظر گرفتن فرهنگ عمومي مردم، در زمانهاي مختلف است. به سخن ديگر، سادهزيستي به معناي استفاده از پوشاك يا غذاي نامرغوب يا مسكن نامطلوب و در يك جمله «زندگي نامتعارف» نيست. در روايتي از امام رضا(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان اهل الضعف من موالي يحبون ان أجلس علي اللبود والبس الخشن، وليس يتحمل الزمان ذلك"، دوستان سست عقيدهام، دوست ميدارند كه من بر پلاس بنشينم و جامه زمخت بپوشم؛ اما اين روزگار گنجايش چنين كاري را ندارد.»
همچنين هنگامي كه سفيان ثوري با ديدن لباس زيبايي برتن امام صادق(ع) به ايشان ايراد گرفت كه پدرانش از اين گونه لباسها استفاده نميكردهاند، امام فرمود: «پدران من در روزگار فقر و تنگدستي زندگي ميكردند، حال آنكه امروز، زمانه گشايش و فراخي است. پس شايستهترين كسان براي بهرهمندي از اين گشايش، نيكان اين زمانهاند.» بنابراين همسويي با فرهنگ مشروع حاكم بر جامعه، نه تنها نكوهيده نيست، بلكه مطلوب و پسنديده است.
نبايدهاي اصلاح الگوي مصرف، از امكانات شخصي و عمومي بر پايه آنچه درباره ضرورتهاي اصلاح الگوي مصرف تبيين شد، معيارهاي الگوي صحيح در مصرف عبارتند از: برنامهريزي، ميانهروي، رعايت اولويتها، همدردي با تودههاي مردم در تنگناهاي اقتصادي، سادهزيستي، اجتناب از تفريط، درنظر گرفتن فرهنگ حاكم بر جامعه، هزينه كردن بخشي از درآمد در جهت مصالح جامعه. بنابراين مصرف هرچه به اين معيارها نزديكتر باشد، پسنديدهتر و هرچه دورتر باشد، نكوهيدهتر و نارواتر. اينك انواع مصرفهاي ناروا و ويژگيهاي آنها را بيان ميكنيم:
اسراف و تبذير: اسراف در لغت، به معناي تجاوز از مرز اعتدال در هر كار است. در قرآن کریم و احاديث نيز اين واژه در معناي لغوي آن به كار رفته است. در روايتي از امام علي عليهالسلام آمده است: «كل ما زاد علي الاقتصاد، اسراف: هرچه از ميانهروي بگذرد، زيادهروي است.» همچنين از امام صادق عليهالسلام روايت شده است: «اعلم ان لكل شيء حدا، فان جاوزه كان سرفا: بدان هر چيزي اندازهاي دارد كه اگر از آن بگذرد، زيادهروي است.»
از نگاه قرآن كريم، هر كاري كه خارج از مرز اعتدال انجام شود، اسراف است و انجام دهنده آن مسرف ناميده ميشود. از اين رو، قرآن همانطور كه شخص پرخور را مسرف مينامد (اعراف/31)، گناهكار را نيز مسرف ميخواند (زمر/53). همچنين شخص مستبد و مستكبر را هم مسرف ميداند (يونس/83)؛ زيرا اولي درباره جسم، دومي درباره جان، و سومي درباره جامعه، از مرز اعتدال خارج شدهاند.




