آمار مخاطبین

بازدید امروز : 1577
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240963
کاربران حاضر : 82

لغويان معانى متعددى براى اسراف ذكر كرده‏اند. برخى اسراف را ضد قصد وميانه‏روى، «سَرَف» را اغفال و خطا و اسراف در مخارج را «تبذير» گفته‏اند. برخى مصرف در غير طاعت خدا را به معانى فوق افزوده‏اند و «سَرْفُ الفؤد» را به معنى غافل و «سَرف العقل» را به معنى كم عقل گرفته‏اند. «بَصرى»، اسراف را «جهل به مقادير حقوق» و تبذير را «جهل به جايگاه حقوق» دانسته است.

به طور كلى معانى زير در كتب لغت براى اسراف ذكر شده است:

 اغفال، جهل، خطا، تبذير، ضد قصد و ميانه‏روى، تجاوز از حدّ، تجاوز از حدّ استوا، خرج كردن بدون نياز، خرج كردن بى‏جا، خرج كردن در غير طاعت خدا، هزينه كردن در معصيت، زياده روى در گناه، آنچه عقلا قبيح مى‏دانند، جهل به مقادير حقوق، خرج مال بسيار براى هدف كوچك، تجاوز در كميّت، خرج كردن بيش از حدّ لازم در محلّ خود، افراط، فراخ روى، ولخرجى، تلف كردن مال، صرف چيزى در غير محلّ خود، تجاوز از ميانه روى، تعجيل در مصرف مال بدون ميانه‏روى، قرار دادن هر چيز در غير جايگاه خود و شيفته چيزى شدن.

مفهوم تفسيرى

مفسران نيز به پيروى از لغويان و با توجه به كاربردهاى اسراف در قرآن كريم، معانى متعددى براى اسراف ذكر كرده‏اند. «شيخ طوسى» اسراف را «تجاوز از حدّ حق»، يعنى افراط و غلّو، در مقابل «تقتير» و «اقتار» معنى كرده است.

مرحوم «طبرسى» به طور مطلق اسراف را به معنى تجاوز از حدّ گرفته و در آيه شريفه: «...وَ لاتُسْرِفُوا اِنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسرِفينَ» و اسراف نكنيد به درستى كه خداوند اسراف‏كنندگان را دوست نمى‏دارد، شش احتمال را ذكر كرده است:

1ـ خطاب آيه به صاحبان اموال است؛ يعنى، همه مال خود را صدقه ندهيد.

2ـ به معنى «لا تقصروا» يعنى در اداء واجب كوتاهى نكرده، آن را به طور كامل به جا آوريد.

3ـ به دليل خسّت در اداء حقّ فقرا، قبل از رسيدن محصول از آن مصرف نكنيد.

4ـ در راه معصيت خرج نكنيد و بى‏مورد به كار نگيريد.

5ـ خطاب به فرمانروايان است و بدين معنى است كه بيش از حد ّ از صاحبان اموال مگيريد و به آنان اجحاف ننماييد.

6ـ خطاب به همگان است؛ يعنى نه فرمانروايان اجحاف كنند و نه صاحبان مال در اعطاى به فقرا.

راغب اصفهانى در «المفردات» ذيل كلمه «سرف»، با تتبّع در قرآن كريم توضيحاتى داده است كه فراگير بودن اين مفهوم را در قرآن كريم به خوبى بيان مى‏كند.

وى مى‏نويسد: «السرف» به معنى تجاوز از حدّ است در هر كارى كه انسان انجام مى‏دهد؛ گرچه در مخارج كاربرد بيشترى دارد. خداوند متعال مى‏فرمايد: «والَّذينَ اِذا اَنْفَقوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا...».] و بندگان خداى رحمان [كسانى هستند كه چون انفاق كنند، اسراف نكرده، بخل نمى‏ورزند «وَ لا تأكُلُوها اِسْرافا وَ بِدارا»]و اموال يتيمان را به آنان برگردانيده] و آن را به اسراف و پيشاپيش، از بيم آنكه مبادا بالغ شوند، نخوريد.

اسراف گاهى به لحاظ كميت مورد بررسى قرار مى‏گيرد و گاهى به لحاظ كيفيت. به همين دليل «سفيان» گفته است:
«آنچه در غير طاعت خداوند مصرف كنى اسراف است ولو اندك باشد.»

خداوند متعال مى‏فرمايد: «وَلاتُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفين»، و اسراف نكنيد بدرستى كه خداوند اسراف كنندگان را دوست نمى‏دارد.

«انّ الْمُسْرِفينَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ» همانا اسراف كنندگان اصحاب آتش‏اند.

مسرفين يعنى متجاوزين از حدِّ امور. همچنين خداوند متعال مى‏فرمايد: اِنّ اللّهَ لا يَهدى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كذّاب همانا خداوند كسى كه اسراف كند [متجاوز از حدّ و ستمگر] و دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد.

قوم لوط مُسرف ناميده شدند، زيرا در پاشيدن بذرى كه آيه شريفه «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ» زنان شما كشتزار شما هستند، بيان مى‏كند، ازحدّ خود تجاوز كردند.

خداوند در قرآن كريم فرموده است: «قُلْ يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ»،بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته‏ايد... اين آيه شريفه شامل اسراف در مال و غير مال مى‏شود. و باز در قصاص مى‏فرمايد: «فلا يُسْرِفْ فى‏الْقَتْل» [ولىّ مقتول] نبايد در قتل [قصاص] زياده روى كند.

اسراف در قتل يعنى غير از قاتل را بكشند. به اين طريق كه از قاتل عدول كرده و فردى غير از او را بكشند و قصاص كنند، يا اينكه بيش از قاتل را بكشند، همچنانكه در جاهليّت انجام مى‏دادند.

 و اين كلام كه: «مَرَرْتُ بِكُمْ فَسَرَفْتُكُمْ» به معنى جهل است. كمبود در علم و عقل خود نوعى تجاوز از حدّ اسراف است. گذشتن از حد چيزى كه نبايستى از آن تجاوز مى‏كردند. «السُّرفة» كرمى است كه پوست درخت را مى‏خورد، نام اين كرم را سرفه گذاشته‏اند، زيرا از عمل او اسراف فهميده مى‏شود؛ اتلاف منابع مى‏كند.

مفهوم فقهى

گرچه در مباحثى چون «نفقات»، «كسر مؤونه» در بحث خمس، غارمين و مستثنيات دَيْن، اشاراتى به اسراف شده است؛ ولى بجز مرحوم نراقى در «عوائد الايام» هيچ يك از فقها، اسراف را مستقلاً مورد بحث قرار نداده‏اند.

ايشان ضمن بحث مفصّل و جمع‏بندى بحث‏هاى لغويان و مفسرّان، همه معانى اسراف در مال را به تجاوز از حدّ برگردانده، چنين مى‏نويسد:

منظور از اسراف، چنانكه از موارد استعمال آن و كلمات لغويين، مفسرين و فقها دريافت مى‏شود، تجاوز از حدّ، يعنى خروج از حدّ مناسب هرچيز است و مقصود از حدّ اعتدال، حد وسط بين تقتير و اسراف، يعنى ميانه‏روى و اقتصاد مى‏باشد. از آنجا كه مرجع در شناخت حقايق لغوى، مصاديق عرفى آن است، مقصود از «وسط» كه تجاوز از آن اسراف است، وسط و اعتدال عرفى مى‏باشد.

با بررسى كتب لغت و نظر فقها و مفسران، مى‏توان نتيجه گرفت كه معناى اوليّه اسراف، تجاوز از حدّ عرفى يا عقلى است؛ همانند خوردن و آشاميدن بيش از حد، داشتن وسايل منزل بيش از حدّ عرف، توسعه  غير معقول امكانات زندگى و يا به كار بردن نهاده‏هاى توليد بيش از حدّ لازم؛ اما مفاهيمى چون جهل، خطا و غفلت، اسباب اسراف هستند و موجب پيدايش آن مى‏شوند.