آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900597
کاربران حاضر : 84
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
مفهوم مزيت نسبي، ابتدا در زمينه تجارت بين الملل به کار برده شد، به طوري که ديويد ريکاردو، در نوشته هاي خود در قرن نوزدهم ميلادي، اينگونه نتيجه گيري مي کند که نفع هر کشوري در اين است که به تخصصي شدن در توليد و ارائه کالاها و خدماتي بپردازد که در آن بهترين است و با مبادله مازاد آن با کشور هاي ديگر، نياز خود به کالاها و خدمات ديگر را تامين کند (که آنها نيز در توليد و ارائه آنها بهترين اند).
مللي که سعي مي کنند خودکفا باشند در واقع به نوعي فقر را در ميان مردم خود گسترش مي دهند، چرا که با توليد کالاهايي که در توليد آنها بهترين نيستند، آن کالارا با قيمتي بالاتر از قيمتي که کشورهاي ديگر مي توانستند ارائه دهند به مردم خود مي فروشند، در حالي که مي توانستند با آزاد گذاشتن مردم شان براي توليد کالاهايي که در توليد آنها بهترين اند، نهايت بهره وري و سود را از آن ايشان سازند.
چيزي که ريکاردو سعي در بيان آن دارد، اين است که يک کشور مي تواند در توليد دو کالامانند پارچه و نوشابه، از يک شريک تجاري بهتر باشد، ولي باز هم براي آن کشور بهتر است که در توليد کالايي تخصصي شود که «نسبت» به شريک تجاري و کالاي ديگر، بهتر آن را توليد مي کند. و اين جايي است که واژه نسبي در عبارت مزيت نسبي موجوديت مي يابد.
بدين ترتيب هر کشوري با تخصصي شدن در توليد کالايي که نسبتا مزيت بيشتري در توليد آن دارد، مي تواند ديگر کالاهاي مورد نياز خود را با مبادله مازاد توليد خود با مازاد توليد ديگر کشورها تامين کند.
تخصصي شدن و انجام مبادله باعث مي شود که هر يک از کشورها بتوانند بيشتر از حالتي که هر کدام خود به توليد هر دوکالابپردازند، مصرف کنند. همين منطق براي شرکاي تجاري بيشتر نيز صادق است. تجارت آزاد در ميان ملت ها باعث افزايش رفاه تمامي طرفين تجاري مي گردد.
جالب اينجاست که استدلال ريکاردو، پا بسيار فراتر از تجارت بين الملل نيز مي گذارد. بدين ترتيب که مي توانيم همان منطق را براي افراد نيز به کار بريم. افراد مي توانند با تخصصي شدن در فعاليت هاي توليدي خاص و مبادله مازاد آن با ديگر کالاها مصرف خود را بيشتر کنند.
براي مثال من در زمينه توليد «خدمات آموزشي اقتصادي» تخصصي شده ام. ولي من خودم همه آن را لازم ندارم پس مازاد آن را به دانشگاه سنت لاورنس مي فروشم و اين نهاد در عوض به من حقوق مي دهد و من با اين پول به خريد مواد غذايي، مسکن، لباس، اتومبيل و ... مي پردازم.
هر فرد يا سازماني که من از آن چيزي مي خرم، در توليد کالايا خدمتي تخصصي شده است که مزيت نسبي بيشتري برايش دارد و مازاد آن را به من و ديگر خريدارانش مي فروشد. پروسه تخصصي شدن که در نتيجه مزيت نسبي اتفاق مي افتد و پديده هايي که به تبع آن به وجود مي آيند (تقسيم کار و مبادله)، راهي است که تجارت آزاد ميان افراد، بنگاه ها و خانوارها از طريق آن، همه ايشان را منتفع مي سازد. چيزي که در سطح ملل کار مي کند، به همان ترتيب در سطح افراد نيز کار خواهد کرد و بالعکس. و از ميان ملت ها، بازارها به افراد اجازه خواهند داد تا چيزي را كه بيشترين مزيت نسبي را براي آنها دارد توليد کنند و مازادش را آزادانه به کساني که متقاضي آن هستند بفروشند.
به اين نکته جالب در قياس افراد و کشورها دقت کنيد: وقتي کشوري بيشتر از صادراتش، واردات داشته باشد مي گوييم اين کشور دچار «کسري تجاري» شده است و اين معمولاباعث نگراني ما مي شود. ولي وقتي من از بقالي سر کوچه غذاي بيشتري نسبت به خدمات آموزش اقتصادي که به او مي فروشم، «وارد» مي کنم، کسي نگران کسري تجاري من با بقال سر کوچه نمي شود. در واقع چنين «کسري هايي» برچسب ديگري بر تخصصي شدن و فرآيند مبادله است که مرا قادر مي سازند تا کالاها و خدمات ديگر را که خودم با قيمت بسيار بالاتر مي توانم توليد کنم، بتوانم از کساني تهيه کنم که در توليد آنها بهترين اند. سوال جالبي است اگر بپرسيم که چرا ما براي اين پديده ميان افراد ارزش بسياري قائليم ولي در ميان کشورها آن را مذموم و مقبوح مي انگاريم؟
توليد با مزيت نسبي همچنين باعث افزايش آرامش و صلح جويي در روابط انسان ها مي گردد. وقتي افراد تخصصي مي شوند و به مبادله مي پردازند، به يکديگر وابسته مي شوند. من براي تامين بخشي از مواد غذايي خود به بقال سر کوچه وابسته ام. دانشجويانم براي تامين آموزش خود به من وابسته اند. اين فرم از همکاري اجتماعي انگيزه افراد براي آسيب رساندن به شرکاي تجاري خود را کاهش مي دهد، چرا که آنها براي تامين نيازهاي مختلف خود به يکديگر وابسته اند. در اينجا نيز آنچه براي افراد صدق مي کند براي کشورها نيز صادق است:
کشور هايي که با تجارت آزاد با يکديگر به يکديگر وابسته شوند، بسيار کمتر مايلند که با هم وارد جنگ شوند. بدين ترتيب با پيش رفتن هر چه بيشتر فرآيند بين المللي تخصصي شدن در نتيجه تجارت آزاد، راه براي برقراري صلح جهاني نيز هموارتر خواهد شد. و از طريق همين تخصصي شدن و مبادله است که «تفاوت از يک نفرين به يک موهبت تبديل مي شود.» اين روزها صحبت از خوبي هاي تنوع و گوناگوني مد شده و جاي تاسف دارد که در بيشتر اين بحث ها توجه بسيار کمي به اقتصاد مي شود.
مي گويم متاسفانه چون با درک مفهوم مزيت نسبي است که مي توانيم بفهميم اقتصاد چه کمکي به آشکار شدن شايد مهم ترين مزيت تنوع مي کند: وقتي مردم آزاد باشند تا با مزيت نسبي توليد کنند و سپس به مبادله آن بپردازند، تنوع انساني به منشا رفاه فزاينده مادي و بهبود روابط صلح جويانه ميان آنها مبدل مي گردد. هر چه آزادي بيشتري به مردم براي شرکت در فعاليت هاي بازار دهيم، بيشتر، تنوع و گوناگوني انسان به موهبتي براي افزايش رفاه و بهبود صلح تبديل مي شود.
استيون هورويتز / مترجم: حسن افروزي




