آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3378
مجموع بازدیدها : 1240996
کاربران حاضر : 89
پس از استقرار نظام جمهورى اسلامى در ايران، به تبعيت از سيره پيامبر بزرگ اسلام، در قانون اساسى اصول متعددى براى درمان فقر پى ريزى گرديد، كه جهتگيرى نظام اسلامى را در زدودن فقر نشان مىدهد.
مثلاً در بند دوازدهم اصل سوم قانون اساسى، دولت موظف شده تا پى ريزى اقتصاد صحيح و عادلانهاى را طبق ضوابط اسلامى، جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاى تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه، در دستور كار خود قرار دهد.
در اين بند، مشاهده مىكنيم كه نظام اسلامى، اولاً اقتصادى صحيح و عادلانه را مىطلبد؛ و ثانيا براى نيل به اهداف خود، بايد رفاه را براى جامعه بخواهد، و اين هم با رفع فقر ميّسر مىشود.
در اصل 29 قانون اساسى نيز آمده است كه برخوردارى از تأمين اجتماعى از نظر بازنشستگى، بيكارى، پيرى، ازكارافتادگى، بىسرپرستى، در راه ماندگى، حوادث و سوانح و نياز به خدمات بهداشتى و درمانى و مراقبتهاى پزشكى، به صورت بيمه و... حقى است همگانى. اگر اين نيازها تأمين نشود، چه بسا افراد جامعه به سوى فقر سوق داده شوند و براى رهايى از فقر، حاضرند دست به هر كارى بزنند.
در اصل 43 قانون اساسى اين طور آمده است: براى تأمين استقلال اقتصادى جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و بر آوردن نيازهاى انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگى او، اقتصاد جمهورى اسلامى ايران بر اساس ضوابط زير استوار مىشود:
1) تأمين نيازهاى اساسى مسكن، خوراك، پوشاك و...؛
2) تأمين شرايط و امكانات كار و... . با ملاحظه اصول فوق، مشخص مىشود كه به دليل درك درست تدوين كنندگان قانون اساسى از پديده فقر و مشكلاتى كه در جامعه ايجاد خواهد كرد، صرفا به عنوان كردن اينكه يكى از وظايف دولت رفع فقر است، اكتفا نكردهاند؛ بلكه به جهت اهميّت آن، راهكارهاى اجرايى روشنى را نيز تدارك ديدهاند تا با عملى كردن آنها، اين پديده زشت از جامعه رخت بربندد.

