آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900628
کاربران حاضر : 77
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
توصیه اول: جریان اطلاعات را خون زندگی بخش بدانید.
بیلگیتس عقیده دارد که شایستهترین راه شاخص نمودن شرکت در میان رقیبان و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهرهبرداری کارآمد از «اطلاعات» است و چگونگی و روش گردآوری، مدیریت و کاربرد اطلاعات است که سرنوشت برد و یا باخت ما را رقم میزند. به نظر گیتس برندگان آنهایی خواهند بود که با برپاکردن یک «دستگاه عصبی دیجیتالی سراسری»، جریان اطلاعات را در میان همکاران و مشترکهای وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینهسازی و یادگیری پیوسته بپردازند.
بیل گیتس برای روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمانها، دوازده گام بنیادین را برمیشمارد:
در انجام ارتباطات سازمانی از راه «پست الکترونیکی» پافشاری کنید، زیرا میتوانید در برابر خبرهای تازه با شتاب بازتابهای عصبی واکنش نشان دهید.
دادهها و اطلاعات فروش را همواره به صورت «دوخط» (مستقیم) از روی نمایشگر رایانه- بررسی کنید تا به آسانی به سهم و روند بازار آشنا شوید. به روند کلی و همچنین خدمات موردی مشتریان توجه نمایید.
در تجزیه و تحلیل وضعیت کسب و کار، از رایانه شخصی (PCS) بهره بگیرید و کارکنان فرهیخته را در بخشهای نیازمند به سطح فکری بالا در زمینه تولید، خدمات، و سودآوری بگمارید.
به یاری ابزار دیجیتالی، «تیمهای نمادین (مجازی) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتوانند آگاهیهای همدیگر را در سراسر جهان و به هنگام بیفزایند.
همه فرآیندهای «کاغذی» را به «دیجیتالی» تبدیل کنید و تنگناهای اداری رابرطرف نمایید. بدین گونه کارکنان فرهیخته برای انجام وظیفههای مهمتر آزاد میشوند.
با بکارگیری ابزار دیجیتالی از فعالیتهای «تکوظیفهای» بکاهید و یا آنها را به فعالیتهای «ارزشافزا» تبدیل کنید، تا مهارتهای کارکنان فرهیخته را خوب به کار گیرید.
یک جریان «بازخورد» دیجیتالی بوجود آورید تا به افزایش کارآیی فعالیتهای کمی، و کیفیت کالاها و خدمات، بیفراید. بایستی همه کارکنان به آسانی بتوانند که رعایت معیارها و استانداردهای اصلی را پیگیری کنند.
نظام دیجیتالی را برای انتقال دیدگاهها و شکایتهای مشتریان به کارکنانی که مسئولیت و توان بهسازی فرآوردهها را دارند، بهکار گیرید.
به یاری ارتباطات دیجیتالی، چگونگی، کسب و کار خود را دوباره بررسی کرده و خوب بشناسید. با دریافت اخطارهای ناشی از دگرگونی وضعیت مشتریان، سازمان را بزرگتر و یا کوچکتر و خودمانیتر (صمیمیتر و نزدیکتر به هر مشتری) کنید.
اطلاعات بازرگانی را با شتاب انتقال دهید. با بکارگیری روش جابجایی دیجیتالی؛ چرخه داد وستد اسناد را با تأمین کنندگان و شریکان، کوتاه کنید و در همه موارد به هنگام باشید.
فرآوردهها (کالا/ خدمات) را با کمک روشهای دیجیتالی به مشتریان برسانید و دست واسطهها را کوتاه کنید، چنانچه کسب و کار شما جنبه واسطهگری دارد، با بکارگیری ابزار دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد و ستد را در نزد مشتری بالا ببرید.
با کمک ابزار دیجیتالی، مشتریان را در حل مشکلات خود راهنمایی کنید. دیدارهای حضوری را به پاسخگویی به نیازمندیهای پیچیده و پرارزشتر مشتریان اختصاص دهید.
توصیه دوم: بازرگانی اینترنت را بشناسید و به کار گیرید.
گیتس میگوید که شرکتها و سازمانهای تجاری در دهه آینده ابزارهای دیجیتالی را به خدمت خواهند گرفت چرا که تصمیم گیریهای پرشتاب، واکنشهای کارآمد و تماسهای بیواسطه با مشتریان، از ویژگیهای شرکتها و سازمانهای سده بیست و یکم است که در آنها بسیاری از داد و ستدها به صورت «خود خدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالی درخواهند آمد، واسطهها یا به فعالیتهای ارزش آفرین رو خواهند آورد و یا میدان را خالی خواهند کرد، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیتهای ارزش افزا در هر کسب و کاری خواهند شد. بنابراین تیم مدیریت یک شرکت و یا سازمان تجاری باید خودرا با اینترنت آشنا کرده و زمانی را صرف آماده ساختن دیدگاهی از دهه آینده و دگرگونیهای رخ داده در کسب و کار و راههای پیاده کردن چنین دیدگاهی را با گروه «فنآوری اطلاعات» شرکت در میان بگذارد.
گیتس عقیده دارد که اینترنت با ارتباط دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایهداری بیدردسر» را هموار خواهد ساخت و با کاستن از هزینههای داد و ستد، واسطه را از میان خواهد برد. تنها دسته کوچکی از دارندگان کسب و کارها با برگزیدن قیمتهای بسیار پایین به پیروزی خواهند رسید و بسیاری دیگر باید راهبرد خدمت بهتر به مشتریان را پیشه کنند. پس با توجه به نظر گیتس در این مورد، اگر بخواهیم در دهه آینده برای موفقیت سازمان به کارهای خدماتی سرگرم شویم، باید کارکنان فرهیخته را با ابزار دیجیتالی مجهز کنیم تا بدان وسیله بتوانند با مشتریان ارتباط تنگاتنگی برقرار نمایند.
بیلگیتس میگوید که برای بهرهگیری از توانمندیهای بیمانند اینترنت در پیوند دوسویه با مشتریان باید یک «سایت» در شبکه جهانی برپا سازیم که این امر خود نیازمند به پشتیبانی بیدریغ مدیریت ارشد و شناخت ایشان از فنآوری اینترنتی میباشد. به نظر گیتس یک شبکه خوب جهانی میتواند فروشندگان را به مشاوران مشتری تبدیل کند. از سوی دیگر بخش بزرگی از ارتباطهای دوسویه اینترنتی با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانی از فعالیت ایشان است. چنانچه کیفیت خدمات پایین باشد، موجب بدنامی گسترده و شکست میشود، زیرا گستره اینترنت فراوان است. بنابراین باید نظام دیجیتالی شرکت و سازمان تجاری ما، توان عرضه خدمات ویژه شخصی به مشتریان را داشته باشد، این فرصت را فراهم کند که اطلاعات را جانشین داراییهای عینی نماید و همچنین زیربنای نظام دیجیتالی ما، کاربرد ابزار صوتی، تصویری و حرکتی (ویدئویی) را در آینده ممکن سازد.
گیتس توصیه میکند که ما با «الگوی زندگی تارعنکبوتی» سازگار شویم که در آن شبکه جهانی از راه اینترنت با هم پیوند میخورد. در «الگوی زندگی تارعنکبوتی» گیتس حرکت در شبکه اینترنت همانند حرکت عنکبوت در تور خود است که میتواند در همه جهات و با شتاب حرکت کند. بنابراین توصیه گیتس به ما این است که بازرگانی اینترنتی را بشناسیم و الگوی زندگی تار عنکبوتی را به کارگیریم تا در شبکه اینترنت در همه جهات و با شتاب حرکت کنیم.
بنابراین ما باید ارتباط دوسویه با مشتریان خود را به کمک اینترنت از همین امروز آغاز کنیم و ابزارها و نظامهای دیجیتالی مشتریان را که به هنگام رویآوردن از نظام سنتی به الگوی اینترنتی نیاز دارند، برآورد کنیم.
به نظر گیتس فنآوری «الگوی تارعنکبوتی» ایجاب میکند که نظام دیجیتالی ما باید این امکان را داشته باشد که ما با افراد حرفهای «برون سازمانی» مانند وکیلان دادگستری و حسابداران ارتباط مستقیم و پیوسته داشته باشیم و همچنین در این نظام دیجیتالی بیشتر به کارهای اصلی و شایستگیهای ویژه سازمان بپردازیم و بقیه کارها را به پیمانکار بدهیم.
گیتس میگوید که در هر کسب و کاری «نخستین» باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتی شرکت را بهبود بخشید. اما نکتهای که گیتس در این میان مطرح میکند، این است که «شتاب» و «نخستین» بودن در کسب و کار بیشتر فرهنگی است تا فنی، یعنی باید دستاندرکاران را قانع کنیم که ادامه کار پیروزمندانه سازمان، در گرو حرکت پرشتاب همگانی است. گیتس در همین خصوص توصیه میکند که برای رسیدن به برگشت سریع سرمایه، کیفیت برتر و بهای ارزان فرآوردهها از جریان روان دادهها دیجیتالی استفاده کنیم و در میان سازندگان، تأمین کنندگان، بخش فروش و دیگر فعالیتها... ارتباط الکترونیکی برقرار سازیم تا برنامهریزی را هرچه سنجیدهتر نماید و به تغییرات پیشآمده در تولید، در همان نوبت هشت ساعته کاری، واکنش نشان دهد.
توصیه سوم: دانش و آگاهی را به خدمت اندیشههای راهبردی درآورید.
توصیه سوم گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، برای موفقیت در کسب و کار این است که دانش وآگاهی را به خدمت اندیشههای راهبردی درآوریم .
گیتس، رعایت نکات زیر را ضروری میداند:
- خبرهای ناگوار را با شتاب پخش کنید.
گیتس عقیده دارد که یکی از ویژگیهای هر مدیر خوب این است که بتواند به جای انکار خبرهای بد، با آنها کناب بیاید و چگونگی خبرها را به خوبی شناسایی کند. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد را جستجو و پذیرش کنند و سازمان را به پاسخگویی مناسب بدان تشویق کنند و به این مهم اطمینان داشته باشند که خبرهای بد نیز همانند خبرهای خوش در مدیریت خریدار دارد. همچنین به نظر گیتس توانایی یک شرکت در میدان رقابت به توان پاسخگویی آن شرکت در برابر رخدادهای برنامهریزینشده (خوب یا بد) بستگی دارد، گیتس توصیه میکند باید اشتباههای ارزشمند تجربههای شکستخورده در راهی درست را ارج بنهیم و به آنها پاداش دهیم.
گیتس در برخورد با خبرهای ناگوار توصیه مینماید که نظامهای دیجیتالی را در سراسر سازمان به وجود آوریم تا به ما در شناخت ابعاد گوناگون رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از آنها کمک کند. این نظام دیجیتالی باید ما را در گردآوری دادههای مورد نیاز و تشکیل تیمهای مشکلگشا، یاری رساند. همچنین گیتس توصیه میکند که از افرادی در واحدهای مختلف و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیمهای نمادین (مجازی) تشکیل دهیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند.
- خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید.
گیتس عقیده دارد که برای موفقیت در کسب و کار باید به پیشواز خبرهای بد برویم تا جاهایی را که نیاز به بهسازی دارند بشناسیم و خبرهای بد را به پیامدهای خوب تبدیل کنیم.گیتس برای موفقیت در این امر توصیه میکند که «ناخشنودترین مشتریان» را به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کسب و کار خود ساختار و سیاستهایی پیاده کنیم که شکایتها را با شتاب و بیواسطه با راه حلیها پیوند دهند. برای این منظور میتوانیم یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان را با ابزار الکترونیکی دریافت و تجزیه و تحلیل کنیم تا دریابیم که آنها از ما چه میخواهند؟ این نظام دیجیتالی باید شکایتهای دریافتی از مشتریان را با شتاب به افراد مسئول برساند تا اشکالات را برطرف سازد. توصیه دیگر گیتس در این خصوص این است که پرسشهای عادی و تکراری را در «سایت» شبکهای پاسخ دهیم و تلفن را برای تماسهای ضروری و دشوار نگه داریم.
- ازآمارهای خود آگاه باشید.
برای آنکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شویم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» اشاره میکنیم که میگوید: «برای رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هرگونه اموال شرکت (ثابت و متغیر و موجودیهای گوناگون) داشته باشند. چگونه میتوانید چنین کنید؟ فنآوری اطلاعات و به کارگیری دلیرانه آن، چنین امکانی را برای شما فراهم میآورد».
گیتس نیز عقیده دارد که آگاهی از اعداد و تحلیل و فهم آنها بنیان شناخت هر کسب و کار است و
میگوید: آگاهی به عدد و رقمهای سازمان، چیزی بیش از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداری است، این دادهها در بازاریابی و امور مالی هم به درد میخورند. عددها بر کاغذ حالت ایستاد و مرده دارند اما دادههای دیجیتالی آغازگر اندیشیدن و حرکت هستند. آمار و عددهای درست و تازه، ما را به پاسخگویی به هنگام مشتریان و شریکان وا میدارند. بنابراین گیتس توصیه میکند که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آوردهایم باید بتواند دادههای مربوط به کسب و کار را بیدرنگ و از نقطه داد و ستد با مشتریان و شریکان دریافت کند. دادههای متعلق به شریکان را با دادههای ما یک کاسه کند و همه نیازها را برآورده سازد.
- انسانها را به کارهای فکری بکشانید.
گیتس میگوید که باید نرمافزارهای تحلیلگری را ارایه دهیم که به ما این فرصت را بدهد تا نیروی انسانی ارزشمند خود را از گردآوری اطلاعات رهانیده و به فعالیتهای ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده شگرفی داشته باشند. تجزیه و تحلیلهای نرمافزاری خود را باید ابتدا در جاهایی به کار گیریم که نتیجههای مشخص ببار آورند و حرکت را از بازاریابی و تبلیغات تودهوار و همگانی به سوی تبلیغات هدفدار و بر روی گروهش مشخص آغاز کرده و ادامه دهیم. برای رسیدن به این اهداف گیتس توصیه میکند که نظام دیجیتالی ما باید توان تجزیه و تحلیل پیچیده الگوهای خرید مشتریان را داشته باشد، به گونهای که بتواند در به نتیجه رساندن خدمات ویژه فردی به مشتریان، یاور سازمان باشد، این نظام دیجیتالی باید بتواند به کمک دادههای جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، توزیع جغرافیایی، و یا آمارهای دیگر، گروههای مشتریان سودآور و گروههای کمبازده را شناسایی کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید بتواند این امکان را برای کارکنان فراهم کند تا آنها از کار عادی و تکراری، به فعالیتهای استثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسانی به عددها و دادههای دیجیتالی دسترسی داشته باشند و از سرفصلها و چکیدهها به ریزداده بروند و دادهها را از جهتهای مختلف دیده و بررسی کنند.
- بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید.
این بحث را با سخنی از «جک ولش» رئیس هیأت مدیره جنرال الکتریک آغاز میکنیم که میگوید: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب آموختهها، بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد».
گیتس برای آنکه بهره هوشی سازمان خود را بالا ببریم، توصیه میکند که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم، یعنی اطلاعات را گردآوری و سازماندهی کرده و سپس به کاربرانی که بدان نیاز دارند برسانیم و برای بهسازی پیوسته اطلاعات از راه تجزیه و تحلیل دادهها با دیگران همکاری داشته باشیم، به واکنش مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش را بیدردسر کنیم به گونهای که به افراد این امکان را بدهیم تا در خانه و یا محل کارشان، در پشت میز خود و هرگاه که برنامههایشان اجازه دهد، به آموختن بپردازند. باید برروی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایهگذاری کنیم و افراد هوشمند را به استخدام سازمان درآوریم.
گیتس نقش مدیرعامل را در بالابردن بهره هوشی سازمان بسیار مؤثر میداند و عقیده دارد که نقش مدیرعامل در بالابردن بهرههوشی شرکت حکم میکند تا محیط کار را به گونهای بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوختههای علمی را برای کارکنان فراهم سازد، نقاطی را که در آنها هم اندیشی و همکاری سومند است، نشان دهد، ابزار دیجیتالی به منظور آسان ساختن پخش مهارتها و مشارکت در دانستهها را فراهم نماید، و به کارکنان در برابر همکاریها و از خودگذشتگیهایی که برای آموزش دیگران از خود نشان میدهند، پاداش مناسب بدهد.
- به یاد داشته باشید که بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند.
به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزیهای بزرگ، گاهی به خطر کردنهای بزرگ نیاز دارد و باید در صنعت، اطلاعات را جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیتهای دانشبر، اطلاعات را در برابر خطرها قرار دهیم.
گیتس در این خصوص میگوید: «دور بودن از اطلاعات در میدان کارهای دانشبر، همانند جداکردن مغز از پیک دانشمند فرهیخته است». بنابراین گیتس توصیه میکند که یک نظام دیجیتالی را در سازمان به وجود آوریم و این نظام را دربست در اختیار خود قرار دهیم تا بتواند مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظامهای بازرگانی را آنچنان به هم پیوند زند که با همدیگر یک نظام یکپارچه بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتواند توان آزمایش فرآوردهها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی را داشته باشد و ضمن بازنگریهای لازم، مهار کار را از دست ندهد.
توصیه چهارم: به عملیات سازمان بینش بیفزایید.
یکی دیگر از توصیههای بیل گیتس برای موفقیت در کسب و کار این است که به عملیات سازمان بینش بیفزاییم، گیتس در این خصوص نیز رعایت موارد زیر را توصیه میکند:
- فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار میدهند.
گیتس عقیده دارد که باید به نیروی ابتکار فرد میدان داده شود و کارکنانی که نسبت به نظامهای تولید و طرزکار آنها آگاهی بیشتری دارند، بهتر و هوشمندانهتر به کار گرفته شوند.
گیتس در این خصوص میگوید: «من سخت اعتقاد دارم که اگر شرکتها به کارکنان خود آگاهی و اختیار لازم و ابزار به کارگیری آنها را بدهند، دستاوردهای شگفتانگیز و آفرینشهای چشمگیری از آن جوانه خواهد زد.» بنابراین باید کارکنان فرهیختهای به کار گرفته شوند تا شغلهای وظیفه محور از میان برود یا در فرآیندهای گستردهای ادغام شود. برای این منظور گیتس توصیه میکند که کارکنان خط تولید به دادههای به هنگام دسترسی داشته باشند تا به کمک آنها بتوانند کیفیت فرآوردهها را بهتر کنند و نظام تولید و ساخت فرآوردهها را با دیگر نظامها یکپارچه سازند.
- به یاری فنآوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید.
«پاول اونیل» رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل «الکوا» (CEO Alcoa) میگوید: « من به فنآوری اطلاعات به چشم یک نظام مستقل مینگرم. از دید من، این نظام یک رهگشای پرارزش است. شاید مهمترین اثرش این است که ما را به چنین پرسشی وامیدارد: چرا، چرا،چرا؟.
گیتس عقیده دارد که فنآوری اطلاعات عصای دست فرآیند کارآمد است که این فرآیندها در زمان و منابع دیگر تا ده برابر از پیش، صرفهجویی میکنند. گیتس میگوید که باید همه فرآیندها را باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و مؤثر باشند و همه مانعها را دور بریزیم. برای حل بسیار از مشکلات باید فرآیندها را در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر در یک فرآیند و نیز شمار دست به دست شدن کار را کاهش دهیم تا مسائل کم و ساده شوند. باید رهبران کسب و کارها، را برای تصمیمگیری در کنار مدیران فنآوری اطلاعات، در زمینه نیازهای شرکت به کار بگیریم.
به نظر گیتس پیچیدگی سبب مرگ برنامههای مهندسی دوباره میشود، بنابراین باید یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم که به رشد پرشتاب راهحلها در بستر زمان کمک کند، امکان پیگیری وضعیتهای گوناگون را به کاربران بدهد، روند پیشرفت کارها و آنجاهایی را که به تصمیمگیری مدیریتی نیاز هست، نشان دهد، یک فرآیند بزرگ را به چندین زیر مجموعه مستقل تبدیل کرده و نتیجه کار آنها را بهم ارتباط دهد تا یک نظام کارآمد به وجود آید، از یک جریان روان اطلاعات دیجیتالی برای ساده کردن سراسر فرآیند کار بهره بگیرد و با آفرینش ابزارها و راه حلهای کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخههای گسترده و دراز مدت حل مسائل، خودداری کند.
- فنآوری اطلاعات را منبعی راهبردی به حساب آورید.
بیل گیتس عقیده دارد که مدیرعامل باید به فنآوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی بنگرد که به افزایش درآمد شرکت کمک میکند. باید مدیرعامل فنآوری اطلاعات را نیز همپای دیگر فعالیتهای شرکت به خوبی بشناسد و مدیر ارشد فنآوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشد تا بتواند نظام اطلاعات را در خدمت اجرای راهبردها سامان دهد.
گیتس توصیه میکند که نظام دیجیتالی ما هرساله بخش اندکی از بودجه را صرف امور جاری و بخش بزرگتر را در راه گسترش نظام اطلاعات و دستیابی به ابزار بهتر هزینه کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید چند ابزار درجه یک در اختیار داشته باشد و در مواقع لزوم پارهای ابزار کارتازه به نظام کنونی افزوده شود.
توصیه پنجم: در انتظار غیر منتظرهها باشید.
«جک ولش» مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک میگوید: «هر دگرگونی، با خود فرصتی به همراه میآورد. بنابراین سازمانها باید به جای رخوت، از دگرگونیها نیرو بگیرند.»
بیل گیتس نیز از دگرگونیها استقبال کرده و عقیده دارد که رهبران پیروزمند آنهایی هستند که به پیشواز روشهای نوین کسب و کار میروند. بنابراین گیتس توصیه میکند که برای آینده دیجیتالی محور خود را آماده سازیم تا از فنآوری بالاترین بازده را بدست آوریم.
اما آنچه که گیتس بیش از همه بر روی آن تأکید دارد که باید بپذیریم که در عصر دیجیتالی زندگی میکنیم تا از پیامدهای مثبت و توانمندیهای آن بهره بگیریم،
گیتس خود میگوید که من فرد خوشبین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینکه در چنین دورهای از تاریخ زندگی میکنم خشنودم، ابزار دوران صنعتی به کمک ماهیچههای ما آمدند، ابزار دوران دیجیتالی میدان فعالیت و توان مغز و اندیشه ما را گسترش
میدهند. بسیار خوشحالم که فرزندانم در این دوران رشد مینمایند».
بیلگیتس عقیده دارد برای آنکه بتوانیم با دگرگونیها کنار آمده و این دگرگونیها را به خدمت بگیریم باید ابزارهای دیجیتالی را برای بازآفرینی روش کار خود به خدمت بگیریم تا به یاری یک سیستم عصبی دیجیتالی با شتاب اندیشه به کسب و کار بپردازیم.




