آمار مخاطبین

بازدید امروز : 510
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900628
کاربران حاضر : 77

تماس با ما

نشانی رادیو اقتصاد :
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)

توصیه اول: جریان اطلاعات را خون زندگی بخش بدانید.

بیل­گیتس عقیده دارد که شایسته­ترین راه شاخص نمودن شرکت در میان رقیبان و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهره­برداری کارآمد از «اطلاعات» است و چگونگی و روش گردآوری، مدیریت و کاربرد اطلاعات است که سرنوشت برد و یا باخت ما را رقم می­زند. به نظر  گیتس برندگان آنهایی خواهند بود که با برپاکردن یک «دستگاه عصبی دیجیتالی سراسری»، جریان اطلاعات را در میان همکاران و مشترک­های وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینه­سازی و یادگیری پیوسته بپردازند.

بیل گیتس برای روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمان­ها، دوازده گام بنیادین را برمی­شمارد:

در انجام ارتباطات سازمانی از راه «پست الکترونیکی» پافشاری کنید، زیرا می­توانید در برابر خبرهای تازه با شتاب بازتاب­های عصبی واکنش نشان دهید.

داده­ها و اطلاعات فروش را همواره به صورت «دوخط» (مستقیم) از روی نمایشگر رایانه- بررسی کنید تا به آسانی به سهم و روند بازار آشنا شوید. به روند کلی و همچنین خدمات موردی مشتریان توجه نمایید.

در تجزیه و تحلیل وضعیت کسب و کار، از رایانه شخصی (PCS) بهره بگیرید و کارکنان فرهیخته را در بخش­های نیازمند به سطح فکری بالا در زمینه تولید، خدمات، و سودآوری بگمارید.

به یاری ابزار دیجیتالی، «تیم­های نمادین (مجازی) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتوانند آگاهی­های همدیگر را در سراسر جهان و به هنگام بیفزایند.

همه فرآیندهای «کاغذی» را به «دیجیتالی» تبدیل کنید و تنگناهای اداری رابرطرف نمایید. بدین گونه کارکنان فرهیخته برای انجام وظیفه­های مهمتر آزاد می­شوند.

با بکارگیری ابزار دیجیتالی از فعالیت­های «تک­وظیفه­ای» بکاهید و یا آنها را به فعالیت­های «ارزش­افزا» تبدیل کنید، تا مهارت­های کارکنان فرهیخته را خوب به کار گیرید.

یک جریان «بازخورد» دیجیتالی بوجود آورید تا به افزایش کارآیی فعالیت­های کمی، و کیفیت کالاها  و خدمات، بیفراید. بایستی همه کارکنان به آسانی بتوانند که رعایت معیارها و استانداردهای اصلی را پیگیری کنند.

نظام دیجیتالی را برای انتقال دیدگاه­ها و شکایت­های مشتریان به کارکنانی که مسئولیت و توان بهسازی فرآورده­ها را دارند، به­کار گیرید.

به یاری ارتباطات دیجیتالی، چگونگی، کسب و کار خود را دوباره بررسی کرده و خوب بشناسید. با دریافت اخطارهای ناشی از دگرگونی وضعیت مشتریان، سازمان را بزرگتر و یا کوچکتر و خودمانی­تر (صمیمی­تر و نزدیک­تر به هر مشتری) کنید.

اطلاعات بازرگانی را با شتاب انتقال دهید. با بکارگیری روش جابجایی دیجیتالی؛ چرخه داد وستد اسناد را با تأمین کنندگان و شریکان، کوتاه کنید و در همه موارد به هنگام باشید.

فرآورده­ها (کالا/ خدمات) را با کمک روش­های دیجیتالی به مشتریان برسانید و دست واسطه­ها را کوتاه کنید، چنانچه کسب و کار شما جنبه واسطه­گری دارد، با بکارگیری ابزار دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد و ستد را در نزد مشتری بالا ببرید.

با کمک ابزار دیجیتالی، مشتریان را در حل مشکلات خود راهنمایی کنید. دیدارهای حضوری را به پاسخگویی به نیازمندی­های پیچیده و پرارزش­تر مشتریان اختصاص دهید.

توصیه دوم: بازرگانی اینترنت را بشناسید و به کار گیرید.

گیتس می­گوید که شرکت­ها و سازمان­های تجاری در دهه آینده ابزارهای دیجیتالی را به خدمت خواهند گرفت چرا که تصمیم گیری­های پرشتاب، واکنش­های کارآمد و تماس­های بی­واسطه با مشتریان، از ویژگی­های شرکت­ها و سازمان­های سده بیست و یکم است که در آنها بسیاری از داد و ستدها به صورت «خود  خدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالی درخواهند آمد، واسطه­ها یا به فعالیت­های ارزش آفرین رو خواهند آورد و یا میدان را خالی خواهند کرد، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیت­های ارزش افزا در هر کسب و کاری خواهند شد. بنابراین تیم مدیریت یک شرکت و یا سازمان تجاری باید خودرا با اینترنت آشنا کرده و زمانی را صرف آماده ساختن دیدگاهی از دهه آینده و دگرگونی­های رخ داده در کسب و کار و راه­های پیاده کردن چنین دیدگاهی را با گروه «فن­آوری اطلاعات» شرکت در میان بگذارد.

گیتس عقیده دارد که اینترنت با ارتباط دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایه­داری بی­دردسر» را هموار خواهد ساخت و با کاستن از هزینه­های داد و ستد، واسطه را از میان خواهد برد. تنها دسته کوچکی از دارندگان کسب و کارها با برگزیدن قیمت­های بسیار پایین به پیروزی خواهند رسید و بسیاری دیگر باید راهبرد خدمت بهتر به مشتریان را پیشه کنند. پس با توجه به نظر گیتس در این مورد، اگر بخواهیم در دهه آینده برای موفقیت سازمان به کارهای خدماتی سرگرم شویم، باید کارکنان فرهیخته را با ابزار دیجیتالی مجهز کنیم تا بدان وسیله بتوانند با مشتریان ارتباط تنگاتنگی برقرار نمایند.

بیل­گیتس می­گوید که برای بهره­گیری از توانمندی­های بی­مانند اینترنت در پیوند دوسویه با مشتریان باید یک «سایت» در شبکه جهانی برپا سازیم که این امر خود نیازمند به پشتیبانی بی­دریغ مدیریت ارشد و شناخت ایشان از فن­آوری اینترنتی می­باشد. به نظر گیتس یک شبکه خوب جهانی می­تواند فروشندگان را به مشاوران مشتری تبدیل کند. از سوی دیگر بخش بزرگی از ارتباط­های دوسویه اینترنتی با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانی از فعالیت­ ایشان است. چنانچه کیفیت خدمات پایین باشد، موجب بدنامی گسترده و شکست می­شود، زیرا گستره اینترنت فراوان است. بنابراین باید نظام دیجیتالی شرکت و سازمان تجاری ما، توان عرضه خدمات ویژه شخصی به مشتریان را داشته باشد، این فرصت را فراهم کند که اطلاعات را جانشین دارایی­های عینی نماید و همچنین زیربنای نظام دیجیتالی ما، کاربرد ابزار صوتی، تصویری و حرکتی (ویدئویی) را در آینده ممکن سازد.

گیتس توصیه می­کند که ما با «الگوی زندگی تارعنکبوتی» سازگار شویم که در آن شبکه جهانی از راه اینترنت با هم پیوند می­خورد. در «الگوی زندگی تارعنکبوتی» گیتس حرکت در شبکه اینترنت همانند حرکت عنکبوت در تور خود است که می­تواند در همه جهات و با شتاب حرکت کند. بنابراین توصیه گیتس به ما این است که بازرگانی اینترنتی را بشناسیم و الگوی زندگی تار عنکبوتی را به کارگیریم تا در شبکه اینترنت در همه جهات و با شتاب حرکت کنیم.

بنابراین ما باید ارتباط دوسویه با مشتریان خود را به کمک اینترنت از همین امروز آغاز کنیم و ابزارها و نظام­های دیجیتالی مشتریان را که به هنگام روی­آوردن از نظام سنتی به الگوی اینترنتی نیاز دارند، برآورد کنیم.

 به نظر گیتس فن­آوری «الگوی تارعنکبوتی» ایجاب می­کند که نظام دیجیتالی ما باید این امکان را داشته باشد که ما با افراد حرفه­ای «برون سازمانی» مانند وکیلان دادگستری و حسابداران ارتباط مستقیم و پیوسته داشته باشیم و همچنین در این نظام دیجیتالی بیشتر به کارهای اصلی و شایستگی­های ویژه سازمان بپردازیم و بقیه کارها را به پیمانکار بدهیم.

گیتس می­گوید که در هر کسب و کاری «نخستین» باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتی شرکت را بهبود بخشید. اما نکته­ای که گیتس در این میان مطرح می­کند، این است که «شتاب» و  «نخستین» بودن در کسب و کار بیشتر فرهنگی است تا فنی، یعنی باید دست­اندرکاران را قانع کنیم که ادامه کار پیروزمندانه سازمان، در گرو حرکت پرشتاب همگانی است. گیتس در همین خصوص توصیه می­کند که برای رسیدن به برگشت سریع  سرمایه، کیفیت برتر و بهای ارزان فرآورده­ها از جریان روان داده­ها دیجیتالی استفاده کنیم  و در میان سازندگان، تأمین کنندگان، بخش فروش و دیگر فعالیت­ها... ارتباط الکترونیکی برقرار سازیم تا برنامه­ریزی را هرچه سنجیده­تر نماید و به تغییرات پیش­آمده در تولید، در همان نوبت هشت ساعته کاری، واکنش نشان دهد.

توصیه سوم: دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه­های راهبردی درآورید.

توصیه سوم گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، برای موفقیت در کسب و کار این است که دانش وآگاهی را به خدمت اندیشه­های راهبردی درآوریم .

گیتس، رعایت نکات زیر را ضروری می­داند:

- خبرهای ناگوار را با شتاب پخش کنید.

گیتس عقیده دارد که یکی از ویژگی­های هر مدیر خوب این است که بتواند به جای انکار خبرهای بد، با آنها کناب بیاید و چگونگی خبرها را به خوبی شناسایی کند. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد را جستجو و پذیرش کنند و سازمان را به پاسخگویی مناسب بدان تشویق کنند و به این مهم اطمینان داشته باشند که خبرهای بد نیز همانند خبرهای خوش در مدیریت خریدار دارد. همچنین به نظر گیتس توانایی یک شرکت در میدان رقابت به توان پاسخگویی آن شرکت در برابر رخدادهای برنامه­ریزی­نشده (خوب یا بد) بستگی دارد، گیتس توصیه می­کند باید اشتباه­های ارزشمند تجربه­های شکست­خورده در راهی درست را ارج بنهیم و به آنها پاداش دهیم.

گیتس در برخورد با خبرهای ناگوار توصیه می­نماید که نظام­های دیجیتالی را در سراسر سازمان به وجود آوریم تا به ما در شناخت ابعاد گوناگون رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از آنها کمک کند. این نظام دیجیتالی باید ما را در گردآوری داده­های مورد نیاز و تشکیل تیم­های مشکل­گشا، یاری رساند. همچنین گیتس توصیه می­کند که از افرادی در واحدهای مختلف و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیم­های نمادین (مجازی) تشکیل دهیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند.

- خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید.

گیتس عقیده دارد که برای موفقیت در کسب و کار باید به پیشواز خبرهای بد برویم تا جاهایی را که نیاز به بهسازی دارند بشناسیم و خبرهای بد را به پیامدهای خوب تبدیل کنیم.گیتس برای موفقیت در این امر توصیه می­کند که «ناخشنودترین مشتریان» را به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کسب و کار خود ساختار و سیاست­هایی پیاده کنیم که شکایت­ها را با شتاب و بی­واسطه با راه حلی­ها پیوند دهند. برای این منظور می­توانیم یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان را با ابزار الکترونیکی دریافت و تجزیه و تحلیل کنیم تا دریابیم که آنها از ما چه می­خواهند؟ این نظام دیجیتالی باید شکایت­های دریافتی از مشتریان را با شتاب به افراد مسئول برساند تا اشکالات را برطرف سازد. توصیه دیگر گیتس در این خصوص این است که پرسش­های عادی و تکراری را در «سایت» شبکه­ای پاسخ دهیم و تلفن را برای تماس­های ضروری و دشوار نگه داریم.

- ازآمارهای خود آگاه باشید.

برای آنکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شویم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» اشاره می­کنیم که می­گوید: «برای رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هرگونه اموال شرکت (ثابت و متغیر و موجودی­­های گوناگون) داشته باشند. چگونه می­توانید چنین کنید؟ فن­آوری اطلاعات و به کارگیری دلیرانه آن، چنین امکانی را برای شما فراهم می­آورد».

گیتس نیز عقیده دارد که آگاهی از اعداد و تحلیل و فهم آنها بنیان شناخت هر کسب و کار است و
 می­گوید: آگاهی به عدد و رقم­های سازمان، چیزی بیش از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداری است، این داده­ها در بازاریابی و امور مالی هم به درد می­خورند. عددها بر کاغذ حالت ایستاد و مرده دارند اما داده­های دیجیتالی آغازگر اندیشیدن و حرکت هستند. آمار و عددهای درست و تازه، ما را به پاسخگویی به هنگام مشتریان و شریکان وا می­دارند. بنابراین گیتس توصیه می­کند که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آورده­ایم باید بتواند داده­های مربوط به کسب و کار را بی­درنگ و از نقطه داد و ستد با مشتریان و شریکان دریافت کند. داده­های متعلق به شریکان را با داده­های ما یک کاسه کند و همه نیازها را برآورده سازد.

- انسان­ها را به کارهای فکری بکشانید.

گیتس می­گوید که باید نرم­افزارهای تحلیلگری را ارایه دهیم که به ما این فرصت را بدهد تا نیروی انسانی ارزشمند خود را از گردآوری اطلاعات رهانیده و به فعالیت­های ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده شگرفی داشته باشند. تجزیه و تحلیل­های نرم­افزاری خود را باید ابتدا در جاهایی به کار گیریم که نتیجه­­های مشخص ببار آورند و حرکت را از بازاریابی و تبلیغات توده­وار و همگانی به سوی تبلیغات هدفدار و بر روی گروهش مشخص آغاز کرده و ادامه دهیم. برای رسیدن به این اهداف گیتس توصیه می­کند که نظام دیجیتالی ما باید توان تجزیه و تحلیل پیچیده الگوهای خرید مشتریان را داشته باشد، به گونه­ای که بتواند در به نتیجه رساندن خدمات ویژه فردی به مشتریان، یاور سازمان باشد، این نظام دیجیتالی باید بتواند به کمک داده­های جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، توزیع جغرافیایی، و یا آمارهای دیگر، گروه­های مشتریان سودآور و گروه­های کم­بازده را شناسایی کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید بتواند این امکان را برای کارکنان فراهم کند تا آنها از کار عادی و تکراری، به فعالیت­های استثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسانی به عددها و داده­های دیجیتالی دسترسی داشته باشند و از سرفصل­ها و چکیده­ها به ریزداده بروند و داده­ها را از جهت­های مختلف دیده و بررسی کنند.

- بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید.

این بحث را با سخنی از «جک ولش» رئیس هیأت مدیره جنرال الکتریک آغاز می­کنیم که می­گوید: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب آموخته­ها، بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می­گذارد».

گیتس برای آنکه بهره هوشی سازمان خود را بالا ببریم، توصیه می­کند که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم، یعنی اطلاعات را گردآوری و سازماندهی کرده و سپس به کاربرانی که بدان نیاز دارند برسانیم و برای بهسازی پیوسته اطلاعات از راه تجزیه و تحلیل داده­ها با دیگران همکاری داشته باشیم، به واکنش مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش را بی­دردسر کنیم به گونه­ای که به افراد این امکان را بدهیم تا در خانه و یا محل کارشان، در پشت میز خود و هرگاه که برنامه­هایشان اجازه دهد، به آموختن بپردازند. باید برروی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایه­گذاری کنیم و افراد هوشمند را به استخدام سازمان درآوریم.

گیتس نقش مدیرعامل را در بالابردن بهره هوشی سازمان بسیار مؤثر می­داند و عقیده دارد که نقش مدیرعامل در بالابردن بهره­هوشی شرکت حکم می­کند تا محیط کار را به گونه­ای بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوخته­های علمی را برای کارکنان فراهم سازد، نقاطی را که در آنها هم اندیشی و همکاری سومند است، نشان دهد، ابزار دیجیتالی به منظور آسان ساختن پخش مهارت­ها و مشارکت در دانسته­ها را فراهم نماید، و  به کارکنان در برابر همکاری­ها و از خودگذشتگی­هایی که برای آموزش دیگران از خود نشان می­دهند، پاداش مناسب بدهد.

 - به یاد داشته باشید که بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند.

به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزی­های بزرگ، گاهی به خطر کردن­های بزرگ نیاز دارد و باید در صنعت، اطلاعات را جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیت­های دانش­بر، اطلاعات را در برابر خطرها قرار دهیم.

 گیتس در این خصوص می­گوید: «دور بودن از اطلاعات در میدان کارهای دانش­بر، همانند جداکردن مغز از پیک دانشمند فرهیخته است». بنابراین گیتس توصیه می­کند که یک نظام دیجیتالی را در سازمان به وجود آوریم و این نظام را دربست در اختیار خود قرار دهیم تا بتواند مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظام­های بازرگانی را آنچنان به هم پیوند زند که با همدیگر یک نظام یکپارچه بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتواند توان آزمایش فرآورده­ها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی را داشته باشد و ضمن بازنگری­های لازم، مهار کار را از دست ندهد.

توصیه چهارم: به عملیات سازمان بینش بیفزایید.

یکی دیگر از توصیه­های بیل گیتس برای موفقیت در کسب و کار این است که به عملیات سازمان بینش بیفزاییم، گیتس در این خصوص نیز رعایت موارد زیر را توصیه می­کند:

- فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار می­دهند.

گیتس عقیده دارد که باید به نیروی ابتکار فرد میدان داده شود و کارکنانی که نسبت به نظام­های تولید و طرزکار آنها آگاهی بیشتری دارند، بهتر و هوشمندانه­تر به کار گرفته شوند.

 گیتس در این خصوص می­گوید: «من سخت اعتقاد دارم که اگر شرکت­ها به کارکنان خود آگاهی و اختیار لازم و ابزار به کارگیری آنها را بدهند، دستاوردهای شگفت­انگیز و آفرینش­های چشمگیری از آن جوانه خواهد زد.» بنابراین باید کارکنان فرهیخته­ای به کار گرفته شوند تا شغل­های وظیفه محور  از میان برود  یا در فرآیندهای گسترده­ای ادغام شود. برای این منظور گیتس توصیه می­کند که کارکنان خط تولید به داده­های به هنگام دسترسی داشته باشند تا به کمک آنها بتوانند کیفیت فرآورده­ها را بهتر کنند و نظام تولید و ساخت فرآورده­ها را با دیگر نظام­ها یکپارچه سازند.

- به یاری فن­آوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید.

«پاول اونیل» رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل «الکوا» (CEO Alcoa) می­گوید: « من به فن­آوری اطلاعات به چشم یک نظام مستقل می­نگرم. از دید من، این نظام یک رهگشای پرارزش است. شاید مهم­ترین اثرش این است که ما را به چنین پرسشی وامی­دارد: چرا، چرا،چرا؟.

گیتس عقیده دارد که فن­آوری اطلاعات عصای دست فرآیند کارآمد است که این فرآیندها در زمان و منابع دیگر تا ده برابر از پیش، صرفه­جویی می­کنند. گیتس می­گوید که باید همه فرآیندها را باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و مؤثر باشند و همه مانع­ها را دور بریزیم. برای حل بسیار از مشکلات باید فرآیندها را در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر در یک فرآیند و نیز شمار دست به دست شدن کار را کاهش دهیم تا مسائل کم و ساده شوند. باید رهبران کسب و کارها، را برای تصمیم­گیری­ در کنار مدیران فن­آوری اطلاعات، در زمینه نیازهای شرکت به کار بگیریم.

به نظر گیتس پیچیدگی سبب مرگ برنامه­های مهندسی دوباره می­شود، بنابراین باید یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم که به رشد پرشتاب راه­حل­ها در بستر زمان کمک کند، امکان پیگیری وضعیت­های گوناگون را به کاربران بدهد، روند پیشرفت کارها و آنجاهایی را که به تصمیم­گیری مدیریتی نیاز هست، نشان دهد، یک فرآیند بزرگ را به چندین زیر مجموعه مستقل تبدیل کرده و نتیجه کار آنها را بهم ارتباط دهد تا یک نظام کارآمد به وجود آید، از یک جریان روان اطلاعات دیجیتالی برای ساده کردن سراسر فرآیند کار بهره بگیرد  و با آفرینش ابزارها و راه حل­های کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخه­های گسترده و دراز مدت حل مسائل، خودداری کند.

- فن­آوری اطلاعات را منبعی راهبردی به حساب آورید.

بیل گیتس عقیده دارد که مدیرعامل باید به فن­آوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی بنگرد که به افزایش درآمد شرکت کمک می­کند. باید مدیرعامل فن­آوری اطلاعات را نیز همپای دیگر فعالیت­های شرکت به خوبی بشناسد و مدیر ارشد فن­آوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشد تا بتواند نظام اطلاعات را در خدمت اجرای راهبردها سامان دهد.

گیتس توصیه می­کند که نظام دیجیتالی ما هرساله بخش اندکی از بودجه را صرف امور جاری و بخش بزرگتر را در راه گسترش نظام اطلاعات و دستیابی به ابزار بهتر هزینه کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید چند ابزار درجه یک در اختیار داشته باشد و  در مواقع لزوم پاره­ای ابزار کارتازه به نظام کنونی افزوده شود.

توصیه پنجم: در انتظار غیر منتظره­ها باشید.

«جک ولش» مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک می­گوید: «هر دگرگونی، با خود فرصتی به همراه می­­آورد. بنابراین سازمان­ها باید به جای رخوت، از دگرگونی­ها نیرو بگیرند.»

بیل گیتس نیز از دگرگونی­ها استقبال کرده و عقیده دارد که رهبران پیروزمند آنهایی هستند که به پیشواز روش­های نوین کسب و کار می­روند. بنابراین گیتس توصیه می­کند که برای آینده دیجیتالی محور خود را آماده سازیم تا از فن­آوری بالاترین بازده را بدست آوریم.

اما آنچه که گیتس بیش از همه بر روی آن تأکید دارد که باید بپذیریم که در عصر دیجیتالی زندگی می­کنیم تا از پیامدهای مثبت و توانمندی­های آن بهره بگیریم،

گیتس خود می­گوید که من فرد خوش­بین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینکه در چنین دوره­ای از تاریخ زندگی می­کنم خشنودم، ابزار دوران صنعتی به کمک ماهیچه­های ما آمدند، ابزار دوران دیجیتالی میدان فعالیت و توان مغز و اندیشه ما را گسترش
می­دهند. بسیار خوشحالم که فرزندانم در این دوران رشد می­نمایند».

بیل­گیتس عقیده دارد برای آنکه بتوانیم با دگرگونی­ها کنار آمده و این دگرگونی­ها را به خدمت بگیریم باید ابزارهای دیجیتالی را برای بازآفرینی روش کار خود به خدمت بگیریم تا به یاری یک سیستم عصبی دیجیتالی با شتاب اندیشه به کسب و کار بپردازیم.