|
انسانها براي زيستن نيازمند به مصرفاند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهرهگيري از مواهب بيكران و نعمتهاي بيشمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند. در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بودهاند، سعي كردهاند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهرهبرداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند.
بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بودهاند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نيازهاي خويش از طريق صنعت و فناوري به كار بستهاند و سعي كردهاند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگهاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمتهاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند. از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايهدار (برخورداراز مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروتهاي ملي و خدادادي خويش، به مصرفگرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفتهاند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي ميتوان مشاهده كرد.
نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است. براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف شده است.
متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند.
هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است
طي سالهاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد. براساس گزارش صندوق بينالمللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهرهبرداري از انرژي هستيم.
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر ميرسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود! از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه 4000ميليارد توماني براي برق در نظر ميگيرد.
ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيشبيني ميشود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سالهاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد. اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.
تحقيقات كارشناسان نشان ميدهد ايرانيها 30درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف ميكنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است. همانطور كه مشاهده ميكنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخشهاي مختلف با ديگر كشورها، نشاندهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينهها است و جالبتر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت ميكنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزههاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟
بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشورهاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگترين وارد كننده گندم تبديل ميشود.
هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود از سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينههاي يارانهاي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد ميكند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص ميدهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصلههاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد ميكند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح
فردي، سازماني و ملّي از هزينههاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينههاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.
به اين منظور، در راستاي مديريت صحيح مدبّرانه مصرف در هر يك از سطوح فوق، راهكارهايي ارائه ميشود: الف) سطح فردي: - تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن - آشنايي با روشهاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .) - پرهيز از تجمل گرايي و رفاهزدگي. - پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .) - آشنايي با توصيهها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف. - آشنايي با آسيبها و زيانهاي ناشي از مصرف بيرويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي. - تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسههاي نفساني و هوسپروري (بويژه در تجملگرايي.) - خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل. - درك اين حقيقت كه مصرف بيرويه و نابجاي ثروتهاي خدادادي، باعث تباهي نعمتهاي الهي و خيانت به آيندگان است. ب ) سطح ملّي: - جلوگيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايههاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيرهسازي مناسب آنها. - ساماندهي توزيع يارانهها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد. - فرهنگسازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانهها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلمها و سريالها. - وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بيرويه.
- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي. - تسريع در پروژههاي زيربنايي كه ميتوانند به ذخيرهسازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راهاندازي پالايشگاهها و مجتمعهاي پتروشيمي، شبكههاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاههاي هستهاي و.... - توليد و توزيع كالاهايي كه ميتوانند در مصرف جامعه صرفهجويي ايجادكنند مثل لامپهاي كممصرف. - اجراي آيين نامهها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمانها در مصرف انرژي كمك ميكند. - نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روشهاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب. - استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگيهاي محيطي. - اعمال ممنوعيتهاي قانوني و بودجهاي براي سفرهاي غيرضروري و همايشها و اجلاسهاي ناكارآمد دستگاههاي دولتي. - نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .) - دقت در خاموشي چراغهاي معابر عمومي، بزرگراهها و خيابانها پس از روشنايي هوا و چراغانيهاي پيوسته كوچهها و محلّهها در جشنها و مناسبتها
|