آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3972
مجموع بازدیدها : 904592
کاربران حاضر : 206
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
نفت در ايران آنچنان بر تمام بخشهاى اقتصادى مؤثر است كه بررسى دقيق بخشهاى مختلف بدون توجه به نفت، امكانپذير نخواهد بود. روند مصرف نه تنها از اين قاعده مستثنا نيست، بلكه «درآمد نفتى عملاً مصرف بيش از حدّ را به دنبال دارد و به جاى گسترش كشاورزى، بخش خدمات گسترش مىيابد».
«اگر چه يكى از اهداف اصلى انقلاب اسلامى، قطع وابستگى اقتصاد ايران به درآمد حاصل از صادرات نفت بود، ولى در عمل به دليل بروز مشكلات متعدد، هنوز نفت نقش تعيين كننده و اساسى در اقتصاد ايران دارد و افزايش يا كاهش توليد و صادرات آن، فعاليت ديگر بخشهاى اقتصادى را شديدا تحت تأثير قرار مىدهد.»
كشور ما حدود يك قرن پيش به درآمدهاى نفتى دست يافت. با گذشت زمان، ميزان درآمد نفت و در نتيجه ميزان وابستگى اقتصاد كشور به نفت با نوساناتى افزايش يافت، به طورى كه كاملاً به كشورى تك محصولى ـ از محصولات خام ـ تبديل شد.
متأسفانه هم اكنون بيش از 75 درصد درآمد كشور به طور مستقيم از طريق صادرات نفت خام به دست مىآيد كه اگر آثار غيرمستقيم نفت را در ساير كالاها ملاحظه كنيم، سهم نفت در درآمد كل، بيشتر خواهد شد. در عين حال، افزايش اين درآمد خدادادى به جاى آن كه در امور زيربنايى، سرمايهگذارى شود، در راه تغيير الگوى مصرف و مصرفگرايى بيشتر به كار گرفته شد و الگوى مصرف وارداتى تثبيت شد؛ به طورى كه با كاهش قيمت نفت و به تبع آن كاهش درآمد دولتى، بازهم توقعات گذشته در زمينه مصرف در دولتمردان و خانوارها باقى ماند.
افزايش درآمد دولتى اگرچه به طور مستقيم صرفا درآمد دولت را افزايش مىداد، اما بسرعت برزندگى خانوارها اثر مىگذاشت و اين امر از طريق افزايش هزينههاى دولتى براى ايجاد كالاهاى عمومى، افزايش حقوق، واردات كالاهاى مصرفى متعدد و متنوع با تعرفههاى پايين از يك طرف و كاهش مالياتها از طرف ديگر، زندگى خانوارها و آحاد ملت رابه سمتى سوق مىداد كه با تحمل كمترين هزينه، انتظار بيشترين بهرهمندى را از امكانات داشته باشند.
«در واقع تا زمانى كه درآمدهاى ارزى كشور متكى به توليدات كشاورزى بود، امكان ورود بىحدّ و حصر كالاهاى وارداتى وجود نداشت، اما از زمان اتكا به درآمدهاى نفتى كه ارز حاصل از آن به نحو فزايندهاى افزايش يافت، زمينه براى واردات كالاهاى مصرفى، بيشتر فراهم گرديد.»
خلاصه آن كه ميزان وابستگى شديد همه بخشهاى اقتصادى از جمله مصرف به بخش نفت، غيرقابل انكار است. چون اوپك 43 درصد نفت جهان و ايران 15 درصد نفت اوپك را توليد مىكند، در نتيجه از نظر توليد ـ با فرض عدم وجود فشارهاى سياسى و اقتصادى و عوامل ديگر ـ ايران تنها 45/6 درصد بر چگونگى تعيين قيمت نفت و تصميمهاى ديگر در اين مورد موثر خواهد بود.
از نظر ذخيره هم، اوپك 78 درصد ذخيره جهان و ايران تنها 9 درصد ذخيره اوپك را داراست، يعنى ايران 02/7 درصد ذخيره جهان را داراست كه با فرض وجود قدرت چانه زنى مساوى و عدم فشارهاى سياسى و اقتصادى و غيره، تنها 7 درصد تأثير از آن ايران خواهد بود.
حال اين سؤال مطرح است كه چرا همه برنامههاى اقتصادى و الگوى مصرف جامعهمان را بر اساس درآمدهاى نفتى تنظيم مىكنيم در حالى كه سهم كشور ما در توليد و ذخيره نفت اندك است و در عين حال متأثر از فشارهاى سياسى و اقتصادى نظم قدرت مدارانه حاكم بر جهان است. آيا چنين ريسكى منطقى است؟ با وجود اينكه بارها شاهد زيانهاى ناشى از اين سياست در كشورمان بودهايم، آيا نبايد به فكر چارهاى براى رفع اين معضل باشيم؟
نتيجه مباحث
با نگاهى گذرا به روند مصرف يك قرن اخير در مىيابيم كه برنامه منظم و الگويى ثابت براى مصرف وجود نداشته است، بلكه اغلب تابع شرايط خاص سياسى، اجتماعى، اقتصادى و درآمدهاى خدادادى (حاصل از فروش نفت خام) و تصميمهاى قدرتهاى بزرگ جهانى و در واقع اقتصاد جهانى بوده است. تنها در اثناى پيروزى انقلاب اسلامى و در اولين سالهاى پس از آن، گرايش خاصى به ساده زيستى و طرد تجملات در آحاد جامعه به وجود آمد. اين گرايش كه متأثر از شرايط آن روز انقلاب و غلبه فرهنگ اسلامى بود، به آرامى شور و هيجان خود را از دست داد و در سالهاى بعد به همان روند سابق بازگشت.
به هر حال الگوى مصرف موجود، به يقين الگوى مطلوبى نيست و استمرار و تشديد آن، چيزى جز نابودى اقتصاد كشور را به دنبال ندارد. بنابراين بايد براى تغيير آن به الگويى مناسب همت گماشت، هرچند كه با مشكلات و تحمل فشارهاى زيادى بر آحاد مردم همراه باشد.
واقعيت اين است كه بسيارى از مصارف موجود را اقلام غيرضرورى به خود اختصاص داده است كه با حذف آن مىتوان گام بلندى در تغيير الگوى مصرف برداشت؛ به عنوان نمونه در سطح كلان و ملى در سال 1372 قرار شد كه واردات كشور به 13 ميليارد دلار تنزّل كند كه با توجه به پيشبينى 9/17 ميليارد دلار صادرات نفت خام در اين سال، پرداخت 5/3 ميليارد دلار بدهى خارجى امكانپذير مىشد. اين ارقام در مقايسه با سال 1370 كه ميزان واردات 5/28 ميليارد دلار بوده است، نشان دهنده آن است كه مىتوان با برنامهريزى صحيح به سمت اهداف والا حركت كرد.
البته الگوى مصرف مناسبى كه بتواند ما را در دستيابى به اهداف ارزشمند و والاى انسانى يارى كند، الگويى برخاسته از مكتب حيات بخش اسلام است، زيرا ضمن تطابق با اعتقادات مذهبى، متناسب با فطرت آحاد ملت و سازگار با اهداف متعالى هر انسان آزادهاى است. بحث در اين زمينه، محتاج مجال بيشترى است كه به فرصتهاى آتى موكول مىگردد.




