آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900463
کاربران حاضر : 99
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
الف - توسعه (development)
بعد از جنگ دوم جهانی کلمه توسعه ابتدا در میان پژوهشگران آمریکایی و سپس علیرغم مفهوم نارسا و گنگ آن در اروپا و سپس در تمام دنیا بکار رفت. وجود سازمان ملل و مؤسسات وابسته به آن که در مدارک و اسناد خود به نحو وسیعی از این واژه استفاده کردند در تثبیت آن به عنوان مفهومی جهانی مؤثر بوده است. تاکنون تعریف دقیقی از این واژه به عمل نیامده است .
به هر حال این کلمه با مفاهیمی نظیر پیشرفت، رشد اقتصادی، نوگرایی، دموکراسی، غربی شدن و خلاصه طیف وسیعی از تغییرات و فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بکار رفته است.
ب- مفهوم تاریخی توسعه:
1- (قدیم)
پروفسور حمید مولانا در کتاب گذر از نوگرایی کلمه توسعه را از ابن خلدون معرفی میکند که برای اولین بار اصطلاح "علم العمران" را بکار برده است از نظر استناد توسعه به مفهوم عمران، یعنی آباد کردن، سابقه تاریخی و قدیمی این مفهوم را میرساند. باید گفت مفهوم عمران از لحظه هبوط بشر بر زمین بوجود آمده است. قرآن کریم در آیه 61 سوره هود میفرماید: "هو انشاکم من الارض واستعمرکم فیها" یعنی " اوستخدایی که شما را از خاک بیافرید و برای عمارت و آباد کردن زمین برگماشت. "
در فرمان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام به مالک اشتر نیز بر این مفهوم، یعنی عمارت و آبادانی زمین تاکید شده است. پیامبران الهی و ائمه معصومین علیهم السلام علاوه بر تاکید به آبادی و عمران خود نیز عملا دستبکار آبادانی زمین بودهاند که مورد رضای پرورگار است.
2- (جدید)
مفهوم شیوا و رسای عمران در قرون جدید و با شکل گیری و تثبیت پدیده هولناک استعمار که سیاهترین دوران تاریخ بشری را شکل میدهد، دگرگون میشود. کلمه استعمار که هم خانواده کلمه عمران و به مفهوم "طلب عمران و آبادی" است معنای غارت و چپاول و کشتار و سلطه بیرحمانه و غیر انسانی به خود میگیرد. امروزه حتی استعمارگران نیز از این مفهوم و از این پدیده به زشتی یاد میکنند. " استعمار" در صورت اولیه خود تا پایان جنگ دوم جهانی نابود میشود و تمامی مستعمرات - به جز بعضی نواحی غیر مسکونی یا کوچک که اهمیت استراتژیک دارد - آزاد میشوند. استعمارگران که به بهانه تمدن بخشی و عمران و آبادی به کشورهای دیگر وارد شدند و "استعمار" آفریدند اینک در سایه میراث خوار بزرگ، آمریکا قرار گرفتهاند که دیگر دم از استعمار نمیزند; لکن به صورتی نامرئی وارد کشورهای دیگر میشود و الگوهای فرهنگ و توسعه غربی را تبلیغ میکند، و اهداف او بیشک نتایجی بهتر از استعمار ندارد.
ج- اهمیت توسعه در عصر حاضر:
توسعه با همه تلقیها و برداشتهای آن، یکی از مباحث عمده جهانی و یکی از وسیعترین عرصههای تحقیق نظری و عملی مطرح در دنیاست. بدرستی معلوم نیست چقدر کتاب و مقاله درباره این موضوع نوشته شده است، لکن نگاهی به اسناد و مدارک سازمان ملل و سایر سازمانهای جهانی - مانند سازمان کنفرانس اسلامی، کشورهای غیر متعهد، اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا، کشورهای اروپایی و . . . که اعم از اعلامیه و بیانیه و تصویب نامه و غیر از آن همچنین کتابها و نشریات مربوط، میتواند تا حدودی نشانگر اهمیت موضوع و ابعاد درگیری کشورها و مجامع علمی و کارشناسان عالم با این بحثباشد. در کشور ما نشریات متعددی مانند ماهنامه پژوهش و توسعه، مجموعه خبری عصر توسعه، پژوهش در علم صنعت، اطلاعات سیاسی واقتصادی و. . . عمدتا به مباحث مربوط به توسعه میپردازند و در نشریات دیگر نیز شاهد طرح آن هستیم. برنامههای اقتصادی کلان کشور نیز با عناوین برنامه اول و دوم توسعه معرفی میشود. علاوه بر اینها سمینارها و نشستهای متعددی برای بررسی مسایل توسعه تشکیل شده و یا میشود که خود بیانگر گوشههای دیگری از ابعاد اهمیت موضوع است
اولین برنامه "عمرانی" هفتساله ایران در سال 1327 تصویب شد و سازمان برنامه و بودجه اساسا برای نظارت بر آن بوجود آمد که بعدا در برنامه پنجم صورت قانونی گرفت و طبق ماده 34 قانون برنامه و بودجه این سازمان مسئول ارزشیابی و نظارت بر برنامهها شد.
در ایران حدود یک درصد تولید ناخالص ملی صرف تحقیق در برنامههای توسعه میشود. این رقم در کشورهای در حال توصعه 2 درصد است، لاکن در کشورهای پیشرفته بیش از 5/2 تا 3 درصد است . و با توجه به تفاوت سطوح درآمد ملی اهمیت تحقیق در امر توسعه که برای غرب امری استراتژیک است روشن میشود. نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد چگونه کشورهای صنعتی سلطهگر برای حفظ سلطه خود و عدم وابستگی حتی به مواد خام کشورهای در حال توسعه چه تلاشی وسیع و چه سرمایهگذاری متمرکزی را بکار گرفتهاند. وقتی مسئله کانال سوئز در زمان "عبدالناصر" پیش آمد. غرب از ترس بسته شدن کانال بلافاصله به ساختن تانکرهای نفتی غول آسا رو آورد که بعدا نقش عظیمی در انتقال مواد سوختی به غرب ایفا کرد و اثر سوق الجیشی کانال سوئز کاهش یافت.
در مورد معادن مس شیلی که تحتسلطه غرب بود، در زمان "آلنده" مشکلاتی پیش آمد و بخاطر آن پیشرفت صنعتی غرب تهدید شد. لذا غرب به توسعه تکنولوژی عظیم مس در ایران رو آورد که آن زمان در شمار اقمار آمریکا محسوب میشد.
نمونه عینیتر مسئله نفت ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که در پی آن مسئله کنترل سوخت در غرب مطرح و بلافاصله منابع جدید مورد اکتشاف واقع و تکنولوژی پیچیدهای برای استفاده از این منابع (مانند قعر دریاها) که تا آن زمان بصرفه نبود، پدیدار شد.
در حالی که توسعه به مفهوم پیشرفت و حفظ سلطه برای غرب بویژه آمریکا امری حیاتی و استراتژیک محسوب میشود ظاهرا در بعضی از کشورهای در حال توسعه موضوعی عمدتا اقتصادی و روزمره به حساب میآید و مثلا در مباحثبعضی سمینارها که بدان اشاره رفتبه فوریت و حیاتی بودن آن کمتر توجه شده است. البته توسعه دارای ابعاد متعددی از قبیل بعد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و. . . است، اما اهمیت پارهای از این ابعاد بخصوص بعد فرهنگی و نظامی که توان مقابله و دفاع را در عرصه اندیشه و عمل موجب میشود بر کسی پوشیده نیست.
د- بحث نظری:
در ابتدا لازم به ذکر است که هر چند مبانی نظری مفاهیم توسعه در عالم را میتوان به طبقات معدودی تقسیم بندی کرد، لاکن باتوجه به گستردگی و تنوع مباحث در کشورهای مختلف آنچه در اینجا بیان میشود عمدتا در ارتباط با کشور عزیز خودمان ایران است.
پس از تثبیتسلطه استعماری - استکباری غرب صنعتی بر جهان و تبعات سوم و زجرآلود ناشی از آن، متفکران کشورهای تحتسلطه و مغلوب در برابر این پرسش قرار گرفتند که چگونه میتوان مانند سلطهگران شد. چگونه میتواند مانند آنان پیشرفته و قدرتمند شد
از طرف دیگر در عصر سلطه استعمار انگلیس بر جهان - عصر ویکتوریا - یکی از نخست وزیران معروف انگلیس به نام گلادستون میگوید تا این کتاب [قرآن کریم] بر کشورهای اسلامی حکومت میکند ما نمیتوانیم بر آنان حکومت کنیم.
به موازات این پرسش، پرسش دیگری هم در کشور ما شکل گرفته است. چگونه میتوان با حفظ هویت و اصالتخویش از سلطه غرب نجات یافت؟ چگونه میتوان خود بود، مسلمان بود، ایرانی و شیعه بود و در عین حال وابسته و تحتسلطه نبود؟
میتوان چهرههای درخشانی همچون میرزای شیرازی، سیدجمال اسد آبادی، شیخ فضل الله نوری ، مدرس و. . . را در قالب این پرسش دوم ملاحظه کرد. تاریخ جدید کشور ما و بسیاری از کشورهای در حال توسعه صحنه نزاع این دو پرسش بوده است. اگر در عالم کشوری موفق به تغییر روابط سلطه شده یا این روابط را سست کرده بدون توجه به اصالتها و فرهنگ بومی خویش نبوده است. طبعا چنین اندیشهای نفی الگوی جهانی توسعه را در پی دارد.
نظر استکباری غرب البته این گونه نیست. متفکران غربی عمدتا بر این عقیدهاند که کاروان تمدن و دانش از غرب حرکت کرده و نهایتا در همانجا رحل اقامت افکنده و پیشرفت و ترقی بجز تاسی به آنان راه دیگری ندارد. از نوشتههای منتسکیو و ماکس وبر گرفته تا نوشتههای امثال ایلینسگال و تا برسد به لرنر و پوپر همه مشتمل بر تحقیر شرق بویژه مسلمانان و ارائه تاریخ و فرهنگ غربی به عنوان راه حل نجات از عقب ماندگی است.
الگوی لرنر، الگوی توسعه بخشی ارتباطات، سیاستحقوق بشر و. . . همه حاکی از این اندیشه غربی است که جهان چارهای بجز غربی شدن و پذیرش الگوی توسعه غربی ندارد. اندیشههای عصر باصطلاح روشنگری، خودگرایی، لیبرالیسم غربی، تکثرگرایی پایه فلسفی تمامی الگوهای توسعهاند. راه نیل به خوشبختی و رفاه، تسلط هرچه بیشتر بر طبیعت طبق اسلوب غرب است. لذت جویی و دنیاپرستی در مرکز این اندیشه قرار میگیرد.
دانیل لرنر در نظریات خود بر "تغیر رفتار فردی" تاکید میکند که مفهوم آن بیگانه شدن از هویتخویش و پذیرش فرهنگ بیگانه است. والبته در بطن تمامی این نظریهها رشد و سلطه سرمایهداری و تجارت غرب منظور شده است.
در این میان الگوی دیگری هم برای توسعه مطرح شد که به حق دولت مستعجل بود، وآن الگوی مارکسیستی توسعه است. این نظریه که مبتنی بر جبر تاریخ و نهایتا وصول به جامعهای با مالکیت اشتراکی وسایل تولید و حذف دولت است در عمل و از همان اوایل در کشور شوروی و اقمار آن با شکستهای پیاپی مواجه و نهایتا منجر به سقوط حکومت کشورهای مزبور شد.
باید در نظر داشت که الگوی مارکسیستی نیز که برای حرکت تاریخ مسیری واحد قایل استبرای کشورهای در حال توسعه چیزی جز سلطه شوروی، بیگانه شدن با فرهنگ خودی و دیدن عالم از چشم سلطهگر، مفهومی نداشت.
در حال حاضر بخاطر اینکه فرهنگهای بومی عالم هیچکدام به عنوان یک مکتب جهانی کامل و دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و. . . معرفی نشدهاند و چنین ادعایی نیز نکردهاند و حداکثر با حفظ پارهای از اشکال و رسوم بومی خود کما بیش الگوی غربی توسعه را پدیرفتهاند و فرهنگ غربی بر بسیاری از نقاط عالم سیطره دارد میتوان تنها الگوی متفاوت با الگوی غربی را مکتب اسلام دانست که به عنوان یک مکتب جهانشمول، ابدی و کامل در برابر غرب ایستاده است. آراء و اندیشههای امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به عنوان تبلور اسلام راستین نماینده نگرشی این مکتب و الگوهای آن است.
"برخورد امام در کلیتخود، کثرت گرایی غربی را که توسعه و مدرنیزاسیون تبلور آن بود به مبارزه فراخواند. درس امام در این محور این بود: لذت انگاری فلسفه زندگی نیست، حب و بغض در دنیا در ارتباط با خداوند متعال معنا دارد و این معنا یعنی شلیک تیر خلاص به دار و ندار اندیشه لذت انگارانه غرب
در اسلام تسلط بر طبیعت و عمران و آبادی و رفاه نفی نمیشود، لاکن جهت آن تغییر مییابد واین تغییر جهت است که تفاوتهای اساسی توسعه اسلامی را با توسعه غربی نشان میدهد.




