آمار مخاطبین
بازدید دیروز : 3134
مجموع بازدیدها : 900492
کاربران حاضر : 93
تماس با ما
تهران -اتوبان نیایش-خیابان سئول- روبروی باشگاه انقلاب- محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران-رادیو اقتصاد
تلفن مستقیم مدیریت سایت :
22662522 (021)
تلفن مستقیم روابط عمومی :
21912908 (021)
دورنگار :
22662637 (021)
بیو گرافی
ويليام هيولت در سال 1913 ميلادي در ميشيگان به دنيا آمد . اما بيشتر عمر خود را در سانفرانسيسكو گذرانيد. پدرش پزشك بود و در دانشكده پزشكي دانشگاه استنفورد تدريس ميكرد. در 12 سالگي پدر خود را از دست داد. او ميگويد اگر پدرش زنده ميبود به حرفه پزشكي ميرفت زيرا علاقه زيادي به پزشكي داشت. در سال 1934 ميلادي به دانشگاه استنفورد رفت و ضمن اخذ ليسانس هنر از اين دانشگاه، مهندسي برق خود را از دانشگاه MIT نيز گرفت.
در سال 1939 ميلادي نيز با درجه فوق ليسانس مهندسي برق از دانشگاه استنفورد فارغ التحصيل شد. درسالهاي آخر تحصيل در استنفورد با ديويد پكارد آشنا شد و همين آشنايي، زمينه تاسيس شركت HP ر ا فراهم آورد.
هيولت تا سال 1987 ميلادي به صورت فعال در عرصه مديريت شركت دخالت و حضور داشت. البته در مدت جنگ جهاني دوم به عنوان افسر به خدمت وظيفه رفت و در بخش الكترونيك فعال بود. بلافاصله پس از جنگ، هدايت تيمي را به عهده داشت كه در پي بررسي و بازرسي صنعت ژاپن بود.
در سال 1987 ميلادي بازنشسته شد اما ارتباط خود را با شركت به عنوان مدير افتخاري با حضور در دفتري كه دهه ها در آن كار كرده بود ادامه داد. طي سالها همكاري و همراهي با پكارد در شركت HP ، او بيشتر به حوزه هاي فني و فناوري ميپرداخت و پكارد بيشتر در كار حوزههاي اداري و مديريتي شركت بود. او در اين سالها در توسعه سازمانهاي مختلفي در صنعت الكترونيك مشاركت داشت.
در سال 1985 ميلادي بالاترين نشان علمي يعني مدال دانش را از دست رئيس جمهور دريافت كرد. 13 دانشگاه معتبر به او درجه دكتراي افتخاري اهدا كردند. هيولت در ماه ژانويه سال 2001 ميلادي درگذشت.
مصاحبه با هیولت
از چه زماني دريافتيد كه راهتان چيست و آن را انتخاب كرديد؟
وقتي جوان بودم پدرم فوت كرد و مادرم تلاش ميكرد به ما كمك كند. او ترتيبي داد تا من در دانشگاه استنفورد درس بخوانم. من هم نزد استادان خوبي همچون پروفسور «ترمن» مشغول درسخواندن شدم. من رياضي را بسيار دوست ميداشتم. از درسها لذت ميبردم و بخوبي آنها را انجام مي دادم. پروفسور ترمن ما را تشويق كرد كه شركت HP را راهاندازي كنيم.
بسياري معتقدند براي شروع فعاليت و راهاندازي يك كسب و كار به ايده اوليه كامل نياز است. آيا اين مطلب در مورد شما صادق است؟
ما حقيقتا ايده اوليه نداشتيم. من روي دستگاه نوسانساز صدا كار ميكردم. به سراسر كشور نامه نوشتيم و درخواست پذيرش سفارش كرديم و بدينترتيب كسب و كار در الكترونيك شروع شد. ما فقط دنبال اين بوديم كه يك سفارش را چگونه ميتوانيم به انجام برسانيم. پروژههاي زيادي هم نداشتيم. ما وقتي كار را شروع كرديم رقابت چنداني وجود نداشت.
اما به هر حال با گسترش كار، شما بايد اهداف را مشخص ميكرديد. اين فرآيند را چگونه انجام ميداديد؟
ما يك تيم مديريت داشتيم كه اهداف شركت را مينوشتيم و تجزيه و تحليل ميكرديم. اما واقعيت آن است كه بيشتر آن درك دروني و وجداني بود. مثلا يك بار به ياد دارم كه يكي از كاركنان مريض شد و به مرخصي و پول نياز داشت. ما فكر كرديم و به اين تصميم رسيدم كه چون ممكن است اين امر تكرار شود همه كاركنان را بيمه كنيم. ما جزو اولين شركتهايي بوديم كه اين كار را انجام داديم و نيز جزو اولين شركتهايي بوديم كه كاركنان را در سود كارخانه سهيم كرديم.
يعني معتقديد همه موفقيت شركت روي فكر و برنامه شما بوده است. آيا شانس در اين مورد با شما يار نبوده است؟
در مورد همه موفقيت نه، اما در مورد بخشي از آن شايد. ما در موقعيت ماني و زماني مناسب قرار داشتيم. ما خوشوقت بوديم كه معلمان و مربيان خوبي داشتيم. HP در خلاء شروع نشد. ما از خيليها ياد گرفتيم.
تعريف شما به عنوان يك مدير از «قدرت» چيست؟
شايد فهميدن افراد. ما راجع به كاركنان خود خيلي مراقب بوديم. نه فقط از جنبه پول بلكه ميخواستيم به آنها بفهمانيم كه مراقبشان هستيم.
بر اي كساني كه ميخواهند شركتي را داير كنند و كسب و كاري را راه بيندازند مشكلات زيادي پيش رو وجود دارد. اگر بخواهيد آنها را نصيحت كنيد به آنها چه ميگوييد؟
من به شما خواهم گفت سعي كنيد موفقيتهايتان را يادآور شويد نه شكستهايتان را. مسير حركت ما از يك «گاراژ كوچك» تا يك «شركت رايانهاي» يك راه روشن نبود. شما بايد براي كاركنانتان محيطي فراهم آوريد كه كاركردن را دوست داشته باشند. كاركنان را تيمي بار آوريد، در اين صورت شانس موفقيت شركت بالاست. در غير اينصورت شكست سرانجام كار است. براي اينكه كاركنان به مسير كار تيمي درآيند بايد به آنها نشان دهيد كه شما از آنها مراقبت كنيد.
بسياري از جواناني كه تازه كسب و كاري را شروع ميكنند تمام شب را با رايانه بسر ميبرند. چگونه بايد در اين علاقه به علم و فناوري موازنهاي ايجاد كرد؟
انسان بايد اين موازنه را برقرار كند. اغلب افرادي كه در اين زمينه من ميشناسم تمام شب و روي يك مساله كار ميكنند. به هر حال بايد اين موازنه را برقرار كرد.
اين مساله در مورد خود شما هم وجود داشته است؟
بله، مثلا خود من در مطالعه كند بودم. مجبور بودم ساعت چهار صبح بيدار شوم و تكاليفم را انجام دهم. اما اكنون كه پير شدهام خودم را تطبيق دادهام كه چگونه بيشتر بخوانم.
به كساني كه كميكند هستند، چه توصيهاي داريد؟
بايد ياد بگيريد كه چگونه گوش فرا دهيد. من كوچك كه بودم چنين مشكلي داشتم. نميتوانستم يادداشت برداري كنم. در نوشتن، املاي كلمه به خاطرم نميماند. اما من ياد گرفتم كه خوب گوش دهم. اين بسيار مهم است. به خاطر داشته باشيد كه شما جوانان از حافظه خوبي برخوردار هستيد.
زندگي خانوادگي شما چگونه است؟
من پنج فرزند دارم و هميشه تمايل داشتهام با آنها باشم و با آنها صحبت كنم. گاه همسرم به من ميگويد چرا هر زمان به بچهها چيزي مي گويم آنها با من محاجه ميكنند. به نظر من اين بخاطر آن است كه آنها پرورش نيافتهاند كه صرفا بپذيرند. شايد مشكل همسر من آن است كه دانشي را فرا نگرفته است. افراد بايد سواد علمي داشته باشند.
با توجه به جهشهاي علمي پديدامده و اختلاف فكري نسلها، آيا در خانواده مشكلي در اين جهت براي شما پيش نيامده است؟
ما در فاميل خود گروهي داريم به نام «جويندگان اشتباهات پدران». فرزندان من بسيار در آن وارد هستند.
آيا شما را تحت فشار قرار نميدهند كه مثلا از اينترنت استفاده كنيد؟
آنها بهتر ميدانند! راستش من چيزي راجع به شبكه نميدانم. برايم دشوار است كه اين را بگويم اما نميدانم.
اما خود شما در پديدآمدن اين انقلاب الكترونيكي و گسترش آن سهم بسزايي داشتهايد. رشد بهتر جوانان در عصر فناوري چگونه ممكن است؟
تنها ميتوانم بگويم آنها بايد «سواد رايانهاي» داشته باشند. اكنون همه چيز حول محور استفاده از رايانه متمركز است. ما به سمت استفاده هرچه بيشتر از رايانه حركت ميكنيم. به اين دليل است كه بايد از سنين خردسالي با آن آشنا بود. اين بسيار جالب است؛ ما با رايانه هايمان به مسافرت ميرويم نه با ماشين حساب هايمان. به دليل سادهتر شدن برنامهها، استفاده از رايانه براي افراد رازآلود نيست.
آيا اين پيشرفتها در زمينه تعليم وتربيت نظام آموزشي نيز اثرگذار بوده است؟
تصور من آن است كه پيشرفت فناوري، شيوههاي آموزش را بهبود داده است. شما ميتوانيد بهتر و بيشتر كار كنيد، البته بايد هزينهاي بپردازيد. مشكلاتي نيز در اين راه وجود دارد. فقدان تماسهاي شخصي و رودررو يكي از آنهاست. اما به هر حال شما ميتوانيد قلمرو وسيعتري را تحت پوشش قرار دهيد.




